بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٤ - مفهوم بدعت
فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛[١] کساني که بر مؤمناني که [افزون بر صدقة واجب] به دلخواه و از سَرِ ميل صدقات [مستحب] ميدهند عيب ميگيرند و کساني را که جز به قدر توان و تلاش خويش بيشتر نيابند [که ببخشند] مسخره ميکنند خداوند نيز آنان را مسخره ميکند و آنان را عذابي است دردناک.
نشانه تزلزل ايمان
ايمان مراتبي دارد، و با هر گناهي که انسان مرتکب ميشود، رگهاي از نفاق در دل او پديد ميآيد و به تبع آن از ايمان وي کاسته ميشود، و اگر مخالفت با فرمانهاي الاهي ادامه يابد، انسان به مرحلهاي ميرسد که ايمانش را به كلي از دست ميدهد. برخي افراد سستعنصر در آغاز که به احکام الاهي شناخت تفصيلي ندارند، يا پس از آشنايي با بخشي از احکام كه مطابق ميلشان است اجمالاً ايمان ميآورند، اما وقتي با احکامي روبهرو ميشوند که عمل به آنها را براي خود دشوار ميبينند، با آنها مخالفت ميورزند. چنين ايماني بيترديد پذيرفته نيست. ايمان در صورتي پديد ميآيد که آدمي از صميم دل و با رضايت کامل همة احکام الاهي را بپذيرد و به همة آنها عمل كند، نه اينكه هرچه را مطابق ميل خود يافت انجام دهد و هرچه را ناسازگار با ميل خود ديد کنار نهد.
در صدر اسلام برخي کساني که بعدها بدعت آوردند، وقتي شوکت و عظمت دين را ديدند و توان رويارويي با آن را در خود نيافتند، براي حفظ جان و مال و موقعيت اجتماعي خود بهظاهر اسلام آوردند. اما همانان پس از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) وقتي موقعيت را مناسب ديدند، پرده از نفاق خود برداشتند و به بدعتگذاري در دين خدا پرداختند و در برابر سنت پيامبر قد برافراشتند. بيترديد بدعتگذاري اين دسته که از اول بهرهاي از ايمان نداشتند دور از انتظار نبود. اما برخي که در آغاز اطلاع کافي از
[١] توبه (٩)، ٧٩.