بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٣ - تقسيم بندي سرپيچي کنندگان از احکام خدا
مخالفت با دستورات الاهي ملکه و خصلت ثابت او ميشود و نفاق درون او را فراميگيرد و ايمان خود را به كلي از دست ميدهد، و در چنين وضعي به تکذيب و تمسخر احکام الاهي نيز ميپردازد:
ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون؛[١] سپس سرانجام کساني که کارهاي بد کردند اين شد که آيات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را مسخره ميکردند.
در صدر اسلام در گيرودار برخي جنگها وقتي مردم فقير قدري از مال خود را در اختيار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ميگذاشتند تا صرف جنگ با مشرکان کنند، منافقان آنان را مسخره ميکردند و ميگفتند خداوند با اين اموال ناچيز چه ميخواهد بکند؟ مگر با اين کمکهاي ناچيز ميتوان هزينة جنگ را تأمين کرد؟ وقتي افراد ثروتمند نيز کمکهاي کلان در اختيار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مينهادند، آنان ميگفتند که ايشان قصد خودنمايي دارند. در برخي تفاسير آمده است سالم بن عمير انصاري يک مَن خرما به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بخشيد و گفت: ديشب من اجير جرير بودم و در برابر کاري که براي او کردم دو من خرما به من داد. نيمي از آن را براي مصرف خانوادهام نگاه داشتم و نيم ديگر را به پروردگارم قرض ميدهم. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دستور دادند آن خرماها را بين صدقهها قرار دهند. منافقان او را مسخره کردند و گفتند خداوند از اين خرما بينياز است؛ او با اين خرماي اندک ميخواهد چه کند. همچنين وقتي ابوعقيل صدقة فراواني در اختيار پيامبر نهاد، گفتند او ميخواهد خودنمايي كند. پس از اين قضيه خداوند اين آية نوراني را نازل کرد:[٢]
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلا جُهْدَهُم
[١] روم (٣٠)، ١٠. [٢] عبد علي بن جمعه عروسی حويزي، تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ١٤٧، ١٤٨.