بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - ب) کاربرد تشريعي شهوت و مصاديق نکوهيدة آن در قرآن
لذتهاي آن، نسبت محدود با نامحدود و متناهي با نامتناهي است، دل از دنيا و لذتهاي آن برکنند و تنها دلبستة خداوند و رضوان او شوند:
قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ بگو: «آيا شما را به بهتر از اينها خبر دهم؟» براي تقواپيشگان نزد خداوند باغهايي است که از زير [درختان] آنها نهرها روان است. در آن جاودانه بمانند و همسراني پاکيزه و [نيز] خشنودي خدا [را دارند] و خداوند به [امور] بندگان [خود] بيناست.
بنابراين روشن شد آنچه خداوند نکوهش کرده، صرف بهرهبرداري از شهوات نيست، بلکه دوستي شهوات و خواستنيهاي دنيا و دلبستن به آنهاست. اين دلبستگي در نتيجة وسوسههاي شيطاني پديد ميآيد. شيطان براي اينکه مردم را از خداوند و نعمتهاي پايدار آخرت غافل سازد، نعمتها و لذتهاي حقير دنيا را در نظر آنان بزرگ جلوه ميدهد و ميآرايد. در نتيجه انسان براي رسيدن به برخي لذتهاي دنيوي، وقت و سرماية زيادي صرف ميکند، اما وقتي به آنها رسيد درمييابد که ارزش سرمايهاي را که براي آن صرف کرده نداشته، و در دام فريب شيطان گرفتار آمده است. وسوسههاي شيطاني قدرت محاسبة صحيح و تعقل را از انسان ميستانند و باعث ميشوند انسان به ارزش و اهميت لذتي که در پي آن است نينديشد، و در نتيجه سرماية بسياري را براي رسيدن به لذتي اندک از دست بدهد؛ و وقتي به آن لذت رسيد، درمييابد که فريب خورده است. اما شگفت آنکه پند نميگيرد و باز در روز و فرصتي ديگر همان رفتار از او سر ميزند و هربار داغ فريب شيطان و پشيماني بر پيشاني او مينشيند؛
٤. خداوند پس از بيان ويژگيهاي متعالي انبيا و اولياي خويش ميفرمايد:
فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا؛[١] آنگاه
[١] مريم (١٩)، ٥٩.