ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٤ - ٥ - قول بقياس و رأي
خود گويد نمىدانم در حسنات يا در سيئات خود آن را خواهد يافت » .
در اينجا لازم مىدانم يادآورى كنم كه اين ايام كتابى به نام « النص و الاجتهاد » تأليف علامهء بزرگوار و نويسندهء فحل سيد عبد الحسين شرف الدين موسوى كه به سال ١٣٧٥ - ١٣٧٦ در نجف به چاپ رسيده است به دستم آمد كه براى اطلاع از چگونگى « راى » مطالعهء آن براى اهل علم بسيار مفيد بلكه لازم است . آن كتاب آن چه را نويسندهء اين اوراق در جلد اول اين تأليف آورده به وضوح تأييد و تكميل مىكند فجزاه الله عن الحق و الحقيقة خير الجزاء .
٥ - باز در همان صفحه ٣٥٨ چنين يادداشت كردهام « مسألهء ١٠٠ از جزء اول كتاب « المحلى » تأليف ابن حزم ديده شود » .
اينك در اين جلد آن مسأله را ترجمه و بطور خلاصه نقل مىكنم :
« و قول به قياس در دين و همچنين قول به « راى [١] » روا نيست زيرا خدا مردم را ، در هنگام تنازع و اختلاف ، فرموده است بكتاب و به رسولش برگردند پس كسى كه به قياس بازگردد و به توجيه و تعليل خود اعتماد كند يا راى خويش را پيرو گردد با فرمان خدا مخالفت و از غير آن چه او خواسته متابعت كرده است . از قول خدا * ( ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ) * و * ( تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ ) * و * ( لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ ) * و * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ) * بطلان قياس و راى به خوبى دانسته مىگردد چه به اتفاق اهل قياس و راى در جايى كه نصى موجود
[١] در پاورقى بنقل از حاشيهء اصل منسوب به سيد محمد بن اسماعيل امير ، علامهء يمن اين مفاد آورده شده « مصنف در بعضى از رسائل خود راى را بدين گونه تفسير كرده : راى عبارت است از حكم در دين بى نص بلكه بحسب آن چه مفتى آن را احوط و اعدل در تحريم و تحليل و ايجاب ديده . آنگاه گفته است كسى كه اين تعريف را براى « راى » بداند از اقامهء برهان بر منع آن بى نياز است زيرا « رأى » به اين معنى قولى است بلا برهان . راى در قرن اول ، قرن صحابه ، و قياس در قرن دوم پديد آمده است » .