ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٧٢ - ٤ - ١٧١ اشيائي از توابع نكاح ١٨٧ مبني بر ده آيه
از مادر و در صورتى كه مادر تبرع به ارضاع نكند يا به اجرت مرضعه ديگر براى ارضاع حاضر نشود جواز استيجار مرضعهء ديگر است .
١٠ - آيهء ٧ ، از سورهء طلاق * ( لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِه وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْه رِزْقُه فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاه الله لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا ما آتاها سَيَجْعَلُ الله بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً . ) * از جمله پنج فائده كه در اينجا ياد گرديده رجحان توسعه است بر عيال و امر به اقتصاد است براى معسران و احتمال اعتبار حال زوج است در مقام نفقه نه حال زوجه ، .
نوع چهارم در بارهء « اشيائى از توابع نكاح » ، كه نوع چهارم براى بيان آنها عنوان شده ، ده آيه ياد گرديده است :
١ - آيهء ٣٠ ، از سورهء نور * ( قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ الله خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ ) * .
محقق اردبيلى پس از نقل اقوال و عقائد در معنى و تفسير آيه اين مضمون را افاده كرده « و شايسته چنان است كه گفته شود آن چه از آيه فهميده مىشود حرمت نظر و حرمت عدم حفظ فرج است مطلقا پس جواز نسبت به محارم و حلائل از آيه و اجماع و غير اين دو دانسته شده و باقى تحت حرمت باقى مىماند » باز همو چنين افاده كرده است : « از اين كه در اين آيهء مؤمنان بحفظ فروج ، مأمور شدهاند ليكن مؤمنات در آيهء بعد علاوه بعدم ابداء زينت نيز مأمور گشتهاند قطع نظر از اصل و هم حصر محرمات دلالتى است ظاهر بر اين كه تستر از زنان نامحرم بر مردان جز نسبت به عورت واجب نيست پس بدن مردان عورت نيست و پوشاندنش بر ايشان واجب نمىباشد هر چند