ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٩ - ٢ - افعال و انواع و قسمتي از احكام حج - مبني بر ده آيه
* ( وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ) * .
از جمله شش حكم مستفاد از آيه ، استحباب تكرار حج و وجوب نماز است در مقام ابراهيم .
٧ - آيهء ١٥٨ ، از سورهء بقره * ( إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ الله فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْه أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ الله شاكِرٌ عَلِيمٌ ) * .
عرب چنين مىپنداشتند كه « اساف » و « نائله » در كعبه زنا كرده و مسخ گشته و بر صفا ( كه در لغت بمعنى سنگ صاف سخت است و براى كوهى مشهور در مكه علم شده ) و مروه ( كه بحسب لغت بمعنى سنگ سفيد براقى است كه آتش از آن مىجهد و براى كوهى ديگر كه در مكه و مشهور است علم شده ) نهاده شدهاند تا مايهء عبرت باشد چون زمانهايى دراز بر اين قضيه گذشته و سعى و طواف به عمل مىآمده توهم شده كه اين سعى و طواف براى تعظيم آن دو بت معمول گشته است از اين رو چون اسلام آمد و بتها شكسته شد مسلمين از طواف و سعى خوددارى داشتند و آن را تعظيم بت مىپنداشتند .
پس به حكم اين آيه از شعائر ( كه مفردش ، بقول اصمعى ، شعيره و عبارتست از هر چه علامت و نشان طاعت خدا باشد و به قولى ديگر مفردش شعاره است ) شمرده شده و بوجوب يا استحباب ( بحسب اختلافى كه هست ) محكوم گرديده است . ٨ - آيات ٣٦ و ٣٧ ، از سورهء حج * ( وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ الله لَكُمْ فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ الله عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا ) *