ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٩٣ - ٣٦ - كتاب خلع و مباراة مبني بر يك آيه
قسم دوم - يا ٣٦ - كتاب خلع و مباراة در اين باره يك آيه آورده شده است و آن آيهء ٢٢٩ ، از سورهء بقره است :
* ( وَلا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ الله فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ الله فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِه تِلْكَ حُدُودُ الله فَلا تَعْتَدُوها وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) * در سبب نزول آيه گفته شده است كه جميله دختر ابىّ خواهر عبد الله زن ثابت بن قيس بود قيس زن خود را دوست مىداشت ليكن جميله از قيس خوشش نمىآمد جميله نزد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) رفت و گفت من و قيس را موافقت نيست و حاضر نيستم سر بر بالين او بگذارم به خدا سوگند از لحاظ دين و خلق عيبى در او نمىبينم ليكن از او خوشم نمىآيد و او را نمىپسندم پس آيه نازل شد . قيس ، بوستانى را صداق جميله قرار داده بود به پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) گفت بفرما تا حديقه را كه صداقش كردهام به من برگرداند پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) به جميله گفت چه پاسخ مىدهى ؟ جمليه گفت حديقه را مىدهم و بر آن هم مىافزايم پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) گفت نه همان حديقه بس است زياده بر آن لازم نيست . آنگاه به ثابت گفت آن چه به او دادى بگير و رهايش ساز پس به اين عمل خلع به عمل آمد و از قيس جدا گرديد . و اين اول خلعى بود كه در اسلام واقع شده است .
از جمله هشت فائده فقهى كه فاضل در اينجا ياد كرده اينست : آيه بر اين دلالت دارد كه از مهر چيزى جائز نيست مرد از زن بگيرد مگر در صورت افتداء