ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٩١
خطبهء على ( ع ) در زمينهء فتنه ها و بدعتها كه در جز ١٤٠ از كتاب وافى صفحهء ١٥ از كافى نقل شده مراجعه و نقل گردد .
اينك در اين موضع قسمتى از عين آن خطبه را مىآورم و آن را ختام و خاتمه اين جلد قرار مىدهم :
« . . الا انّ اخوف ما اخاف عليكم خلَّتان : اتّباع الهوى و طول الأمل امّا اتّباع الهوى فيصدّ عن الحقّ و امّا طول الأمل فينسى الآخرة . الا انّ الدّنيا قد ترحّلت مدبرة و انّ الآخرة قد ترحّلت مقبلة و لكلّ واحدة بنون فكونوا من ابناء الآخرة و لا تكونوا من ابناء الدّنيا فانّ اليوم عمل و لا حساب و انّ غدا حساب و لا عمل .
و انّما بدء وقوع الفتن من اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها حكم الله يتولَّى فيها رجال رجالا . الا انّ الحقّ لو خلص لم يكن اختلاف و لو انّ الباطل خلص لم يخف على ذى حجى لكنّه يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فيجتمعان فيجلَّلان معا ( اى يستران ) فهنا لك يستولى الشّيطان على أوليائه و نجا الذين سبقت لهم من الله الحسنى . .
آنگاه اين مضمون را فرموده است « من از پيغمبر خدا ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) شنيدم كه گفت چگونه خواهيد بود هنگامى كه فتنهاى شما را فرا گيرد كه كودك را بزرگ و بزرگ را پير و فرتوت سازد و مردم با آن بروند و آن را سنت گيرند و چون تغييرى در آن به همرسد گويا منكرى به همرسيده و سنتى تغيير يافته است پس از آن گرفتاريها سخت گردد و ذريه به اسارت افتد فتنه چنان ايشان را نابود سازد و بهم كوبد كه آتش هيزم را و آسيا دانه را . آن وقت است كه فقه مىآموزند نه براى خدا و علم فرا مىگيرند نه براى عمل و طلب مىكنند دنيا را به كارهاى آخرت » آنگاه به كسانى كه از خاندان و خواص و شيعه اش كه در پيرامون او بودند رو كرد و چنين گفت :
« قد عملت الولاة قبلى اعمالا خالفوا فيها رسول الله ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) متعمّدين لخلافه