ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٢ - ٢ - چگونگي قتال و وقت و قدري از احكام آن - مبني بر پانزده آيه
هر كس را ضررى از اين قبيل باشد .
٣ - جواز تأخير بيان از وقت خطاب چه به طورى كه از زيد بن ثابت روايت شده جملهء * ( « غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ » ) * از اول در آيه نبوده است و سبب نزول آن اين شده كه مردى اعمى ( ابن ام مكتوم ) نزد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) آمد و گريه كرد و گفت « كيف به من لا يستطيع الجهاد » دوباره حال وحى بر پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) طارى شد چون به حال آمد فرمود بخوان * ( « غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ » ) * . . تا آخر روايت .
١٠ - آيهء ٩١ ، از سورهء توبه * ( لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضى وَلا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّه وَرَسُولِه ما عَلَى - الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَالله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * .
از اين آيه عدم وجوب جهاد بر پيران و زمين گيران ( ضعفاء ) و بيماران و نادران و بطور كلى كسانى كه به جان و بمال عاجزند و هم عدم وجوب جهاد بر بندگان استفاده شده است . به مدلول اين آيه عاجز از لحاظ بدن گر چه قادر بمال هم باشد از استنابه معاف دانسته شده ليكن بعضى از علماء به استناد آيهء ٨٢ از سورهء توبه * ( . . وَكَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ الله . . ) * كه مذموم بودن عدم انفاق مال را با قدرت داشتن مالى و عجز بدنى مىرساند ( چه اگر عجز بدنى نداشتند خود بجهاد رفته بودند و بر خود انفاق مىكردند ) نائب گرفتن را بر عاجز بدنى و قادر مالى واجب دانستهاند .
نوع دوم تحت اين عنوان كه به كيفيت قتال و وقت و قدرى از احكام آن اختصاص داده شده پانزده آيه ياد گرديده است .