ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٨٣ - ٢ - چگونگي قتال و وقت و قدري از احكام آن - مبني بر پانزده آيه
حق است به خدا سوگند اگر ما را بفرمايى به آتش اندر شويم برويم ما هم چون بنى اسرائيل كه به موسى گفتند * ( فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ ) * به تو نمىگوييم بلكه مىگوييم آن چه پروردگار به تو فرموده به انجام رسان كه ما با تو در مقاتله همراهيم .
پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) از سخنان مقداد شاد گرديده به او جزاى خير گفت پس از آن فرمود « اشيروا عليّ » و مرادش انصار بود كه هم در آن روز عده شان زيادتر و هم با او در عقبه چنين بيعت كرده بودند كه تا از مكه به مدينه نيامده است بر عهدهء ايشان چيزى نباشد و پس از ورود به مدينه بر ذمه و بر عهدهء ايشان باشد كه او را از دشمنانش چنان محافظت و ممانعت و مدافعت كنند كه خود و زن و فرزندان خويش را پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) ملاحظه مىكرد كه مبادا انصار چنان پندارند كه به حكم آن بيعت مخالفت و دفاع از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بس در موردى لازم است كه او در مدينه باشد و دشمنى بخواهد در خود مدينه بر ايشان بتازد و به او آزارى برساند و اينك در بيرون مدينهاند و ايشان مىخواهند بسر وقت دشمن بروند بس سعد بن معاذ به پاى خاست و گفت يا رسول الله گويا ترا در اين سخنان روى بما بود . گفت آرى .
سعد گفت ما به تو ايمان آوردهايم و ترا تصديق كردهايم و به حق بودن آن چه آوردهاى شهادت دادهايم و با تو بر اين منوال عهد و پيمان بستهايم بدان ما در جنگ صابر و هنگام ملاقات با دشمن صادق هستيم ، به خدا سوگند اگر فرمان دهى كه به اين دريا وارد شويم با تو همراهيم و به زودى خدماتى را از ما مشاهده خواهى كرد كه مايهء روشنى چشمت باشد . به ياد خدا و بركت او ما را بهر جا خواهى ببر .
پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) از اين سخنان سعد بسيار شادمان شد و فرمود « سيروا على بركة الله » خدا به من يكى از دو طايفه ( عير يا نفير ) را وعده داده است و هر گز