ادوار فقه ( فارسي )
(١)
1 - سر آغاز مشتمل بر بيان هدف عالي قرآن مجيد
١ ص
(٢)
طبقه بندي آيات احكام
٤ ص
(٣)
نظر مؤلف در طبقه بندي
٦ ص
(٤)
2 - مقدمه مشتمل بر راه محصور بودن ابواب فقه در چهار قسم بطوري كه گفته شده و تحقيق مؤلف در اين موضوع و اشاره بلزوم رعايت جهات ست در قانون كامل
١٠ ص
(٥)
كليات كتب فقه
١١ ص
(٦)
نظر مؤلف در توجيه عنوان « كتاب » براي ابواب فقه
١٣ ص
(٧)
3 - كتب يا ابواب فقه مشتمل بر 1 - كتاب طهارت - مبني بر 12 آيه
١٥ ص
(٨)
2 - نمازهاي پنجگانه و اوقات آنها - مبني بر نه آيه
٢٠ ص
(٩)
3 - قبله - مبني بر هشت آيه
٢٢ ص
(١٠)
4 - مقدمات ديگر براي نماز - مبني بر نه آيه
٢٤ ص
(١١)
5 - مقارنات نماز - مبني بر نه آيه
٢٧ ص
(١٢)
6 - مندوبات نماز - مبني بر پنج آيه
٢٩ ص
(١٣)
7 - احكامي متعدد ، مربوط به نماز - مبني بر هفت آيه
٣١ ص
(١٤)
8 - درباره نمازهاي غير يوميه و احكامي مشتركه مبني بر يازده آيه
٣٢ ص
(١٥)
3 - كتاب صوم - مبني بر پنج آيه
٣٨ ص
(١٦)
4 - كتاب زكات شامل سه قسم 1 - وجوب زكات و محل آن - مبني بر چهار آيه
٤٢ ص
(١٧)
2 - گرفتن زكات و دادن آن بمستحقان - مبني بر شش آيه
٤٤ ص
(١٨)
3 - اموري كه بر اخراج ، متفرع و تابع آنست - مبني بر پنج آيه
٤٧ ص
(١٩)
5 - كتاب خمس - مبني بر سه يا چهار آيه - آيه اول شامل سه قسم 1 - معني غنيمت
٥٠ ص
(٢٠)
6 - كتاب حج شامل سه نوع 1 - وجوب حج مبني بر دو آيه
٥٣ ص
(٢١)
2 - افعال و انواع و قسمتي از احكام حج - مبني بر ده آيه
٥٥ ص
(٢٢)
3 - اشيائي از احكام حج و توابع آن - مبني بر ده آيه
٦١ ص
(٢٣)
7 - كتاب جهاد شامل سه نوع 1 - وجوب جهاد مبني بر ده آيه
٦٧ ص
(٢٤)
2 - چگونگي قتال و وقت و قدري از احكام آن - مبني بر پانزده آيه
٧٢ ص
(٢٥)
3 - انواعي ديگر از جهاد - مبني بر هفت آيه
٩٢ ص
(٢٦)
8 - كتاب امر به معروف و نهي از منكر مبني بر سه آيه
٩٦ ص
(٢٧)
9 - كتاب مكاسب شامل دو قسم 1 - اكتساب بطور اطلاق - مبني بر شش آيه
٩٩ ص
(٢٨)
2 - اشيائي كه تكسب به آنها حرام است - مبني بر شش آيه
١٠١ ص
(٢٩)
10 - كتاب بيع مبني بر ده آيه
١٠٩ ص
(٣٠)
11 - كتاب دين و توابع آن در ذيل عنوان دين سه آيه آورده شده
١١٨ ص
(٣١)
توابع دين بر چهار نوع يا كتاب شامل است 1 - رهن 2 - ضمان 3 - صلح
١٢٢ ص
(٣٢)
4 - وكالت 12 - كتاب رهن - بيك آيه از قرآن استناد شده است
١٢٣ ص
(٣٣)
13 - كتاب ضمان - به دو آيه استناد شده است
١٢٤ ص
(٣٤)
14 - كتاب صلح - مبني بر شش آيه
١٢٥ ص
(٣٥)
15 - كتاب وكالت - مبني بر سه آيه
١٢٧ ص
(٣٦)
كتابي مشتمل بر جمله اي از عقود و غير آن
١٢٨ ص
(٣٧)
1 - اجاره 2 - شركت 3 - مضاربه 4 - إبضاع 5 - ايداع 6 - عاريه 7 - سبق و رمايه 9 - شفعه 10 - لقطه 11 - غصب 12 - اقرار 12 - وصيت 13 - عطاياي منجّزه 14 - نذر و عهد و يمين 15 - عتق و توابع آن
١٢٩ ص
(٣٨)
16 - كتاب اجاره مبني بر دو آيه
١٣١ ص
(٣٩)
17 - كتاب شركت مبني بر سه آيه
١٣٢ ص
(٤٠)
18 - كتاب مضاربه مبني بر سه آيه
١٣٣ ص
(٤١)
19 - كتاب ابضاع مبني بر سه آيه
١٣٤ ص
(٤٢)
20 - كتاب وديعه مبني بر سه آيه
١٣٥ ص
(٤٣)
21 - كتاب عاريه مبني بر سه آيه
١٣٦ ص
(٤٤)
22 - كتاب سبق و رمايه مبني بر سه آيه
١٣٧ ص
(٤٥)
23 - كتاب شفعه از سه آيه استفاده شده است
١٣٨ ص
(٤٦)
24 - كتاب لقطه بعموماتي از آيات ( چهار آيه ) استناد شده
١٣٩ ص
(٤٧)
25 - كتاب غصب مبني بر پنج آيه
١٤٠ ص
(٤٨)
26 - كتاب اقرار پنج آيه مورد استناد شده
١٤١ ص
(٤٩)
27 - كتاب وصيت يازده آيه مورد استدلال شده
١٤٣ ص
(٥٠)
28 - كتاب حجر
١٤٦ ص
(٥١)
از اقسام ششگانه حجر سه قسم زير آورده شده است 1 - يتامى 2 - سفيه 3 - عبد يتامى مبني بر سه آيه
١٤٧ ص
(٥٢)
سفيه مبني بر يك آيه
١٤٩ ص
(٥٣)
عبد بسه آيه در باره عبد استدلال به عمل آمده
١٥٠ ص
(٥٤)
29 و 30 - كتاب وقوف و صدقات و هبات راوندي و « معاصر » از جمله آيات سه آيه را آورده اند ( مراد از « معاصر » كه فاضل مقداد گاهي در اين كتاب نظر او را مي آورد احمد بن متوّج بحراني مي باشد كه او نيز كتابي بنام « النهايه » در آيات الاحكام نوشته و گاهي در آن كتاب از فاضل مقداد بنام « معاصر » ياد مي كند )
١٥١ ص
(٥٥)
31 و 32 - كتاب ايمان و نذر در آن چند بحث است 1 - مربوط است به نذر مبني بر دو آيه
١٥٢ ص
(٥٦)
2 - مربوط است بعهد مبني بر سه آيه 153 3 - مربوط است بيمين مبني بر سه آيه
١٥٤ ص
(٥٧)
33 - كتاب عتق و توابع آن مبني بر دو آيه
١٥٦ ص
(٥٨)
2 - اسباب تحريم نكاح مبني بر چهار آيه
١٦٣ ص
(٥٩)
محرمات در آيه دوم سه گانه است 1 - محرمات از راه نسب و آن هفت مورد است
١٦٤ ص
(٦٠)
3 - لوازم نكاح از قبيل مهر و نفقه و غير اينها مبني بر ده آيه
١٦٨ ص
(٦١)
4 - « اشيائي از توابع نكاح » مبني بر ده آيه
١٧٢ ص
(٦٢)
5 - اشيائي كه به نكاح پيغمبر ( ص ) و ازدواج او مربوط است مبني بر هفت آيه
١٧٨ ص
(٦٣)
6 - روافع نكاح ، مشتمل بر شش قسم 1 - طلاق 2 - خُلع و مباراة 3 - ظهار 4 - ايلاء 5 - لعان 6 - ارتداد
١٨٣ ص
(٦٤)
35 - كتاب طلاق ، مبني بر ده آيه
١٨٤ ص
(٦٥)
36 - كتاب خلع و مباراة مبني بر يك آيه
١٩٣ ص
(٦٦)
37 - كتاب ظهار ، چهار آيه
١٩٦ ص
(٦٧)
38 - كتاب ايلاء ، دو آيه
١٩٨ ص
(٦٨)
39 - كتاب لعان ، چهار آيه
١٩٩ ص
(٦٩)
ارتداد قاطع و رافع نكاح است ، چند آيه
٢٠٠ ص
(٧٠)
40 - كتاب مطاعم و مشارب ، تحت سه قسم استيفاء بحث شده است 1 - اصالت اباحه اشيائي كه نافع و بي مفسده است سه آيه
٢٠١ ص
(٧١)
2 - اشيائي معين كه تحريم آنها مورد اشاره شده است سه آيه
٢٠٤ ص
(٧٢)
3 - اشيائي از مباحات ده آيه
٢٠٨ ص
(٧٣)
41 - كتاب مواريث مشتمل بر اقوال فقيهان درباره توارث بحلف و معاهده - منجزات مريض - حكم وصيت براي وارث - استدلال به آيه بر بطلان « تعصيب » - اختلاف در مقدار ميراث دو دختر - چگونگي ارث زن از « تركه » - تحقيق در لفظ « كلاله » - مقصود از « كلاله » در آيه - حكم ميراث كلاله ها در مواردي كه همه با هم فراهم آيند - سه صورت تركه باعتبار سهام وارثان - اختلاف در مسئله « عول » دلائل اهل سنت بر « عول » و پاسخ شيعه از آن دلائل - احتمال استحباب اعطاء چيزي از ميراث بفقيران و مسكينان و يتيمان و خويشاوندان 42 - كتاب حدود مشتمل بر چهار قسم 1 - حد زنا چهار آيه
٢٣٠ ص
(٧٤)
2 - حد قذف دو آيه
٢٣٤ ص
(٧٥)
3 - حد سرقت دو آيه
٢٣٥ ص
(٧٦)
4 - حد محارب دو آيه
٢٣٧ ص
(٧٧)
43 - كتاب جنايات مبني بر ده آيه
٢٤١ ص
(٧٨)
44 - كتاب قضاء و شهادات هفده آيه
٢٤٨ ص
(٧٩)
4 - يادآوري چند مطلب الف - مجموع كتابهاي فقهي و مجموع آيات آن كتب
٢٥٧ ص
(٨٠)
ب - آياتي ديگر از قرآن مجيد كه براي استنباط احكام فقهي به نظر مؤلف قابل استناد است و فقيهان براي آنها باب و كتابي خاص عنوان نكرده اند از اين قبيل حرمت ابطال عمل - حرمت استهزاء مؤمن - حرمت غيبت و تجسس - جواز تقيه - حكم صله رحم - حرمت نسبت احكام از روي جهل به خدا - لزوم اتفاق و اتحاد در شئون اجتماع - حرمت تبذير و اسراف - حرمت دوست داشتن شيوع فحشاء - حرمت خودستايي بى جا و امثال اينها كه دوازده آيه به ترتيب ، و چند آيه ديگر ، بي ترتيب براي آنها آورده شده است
٢٦٨ ص
(٨١)
2 - جمع و تدوين حديث
٢٧٨ ص
(٨٢)
5 - قول بقياس و رأي
٢٨٤ ص
(٨٣)
6 - باز هم رأي و عمل به آن
٢٨٧ ص
(٨٤)
7 - نمونه هايي از عمل برأي
٢٨٨ ص
(٨٥)
8 - نمونه هايي از مشاورات خليفه دوم
٢٨٩ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص

ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٠ - ٢ - جمع و تدوين حديث


در بصره و سفيان ثورى در كوفه و اوزاعى در شام و هاشم در واسط و معمر در در يمن و جرير بن عبد الحميد در رى و ابن مبارك در خراسان بوده‌اند . عراقى و ابن حجر گفته‌اند اشخاص ياد شده همه در يك عصر مىزيسته‌اند و معلوم نيست كدام يك زودتر به اين كار پرداخته و سبقت گزيده باشد . گفته است : تا اين كه بعضى از پيشوايان را چنان به نظر رسيد كه احاديث پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را جدا سازد و آنها را بخصوص ، تدوين كند و اين كار در رأس سال دويست بوده است . آنگاه چند تن را كه به اين كار دست زده‌اند بر شمرده است . طيبى گفته است : نخستين كسى از سلف كه حديث را نوشته و تصنيف كرده ابن جريج و به قولى مالك و بقول سيم ربيع بن صبيح بوده از آن پس تدوين انتشار يافته و فوائد آن نمايان گشته است . انتهى چنان كه ديده مىشود هيچ كس را در تدوين پيش از ابن جريج ذكر نكرده است .
« حافظ ذهبى در تذكرة الحفاظ نيز به صراحت گفته است : نخستين زمان تصنيف و تدوين سنن و تأليف فروع پس از انقراض دولت بنى اميه و تشكيل دولت بنى عباس بوده و در زمان هارون عباسى اين كار رواج يافته و تصانيف رو به افزايش نهاده و حفظ علماء را كاهش گرفته در صورتى كه پيش از آن علم صحابه و تابعان در سينه ها مىبوده نه در كتب و كتابخانه ها .
« ذهبى از كسانى است كه در اطلاع بر اين گونه امور كسى با او قابل مقايسه نيست و بر همه مقدم است با اين وضع آن چه را سيوطى گفته ياد نكرده است بلكه هيچ كس از علماء اهل سنت كه در بارهء « اوائل » چيزى نوشته آن را ياد نكرده مگر اين كه استبعاد شود كه عمر بن عبد العزيز فرمانى داده باشد و به كار بسته نشده باشد پس شايد بعد از وى به اين كار اقدام شده باشد پس حكم قطعى به اين كه حديث در رأس سال صدم جمع شده حكمى است نادرست . خدا ما را از شتاب در