ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٧٩ - ٥ - اشيائي كه به نكاح پيغمبر ( ص ) و ازدواج او مربوط است مبني بر هفت آيه
* ( إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَزِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا . وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الله وَرَسُولَه وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ الله أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً . ) * در سبب نزول آيه مفسران چنين گفتهاند : كه زنهاى پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) چيزى از مال دنيا از او خواستند و هم خواستند كه چيزى بر نفقهء ايشان بيفزايد و از راه غيرت و رقابت با هم او را اذيت كردند پس پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) يك ماه از آنها كناره گرفت تا اين آيه ، كه آيهء تخيير ، است نزول يافت در آن هنگام پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) را نه زن بود : عائشه حفصه ام حبيبه دختر ابو سفيان ، سوده دختر زمعه ، ام سلمه دختر ابو اميه كه اينها همه از قبيلهء قريش بودند و صفيه دختر حى خيبرى و ميمونه دختر حارث هلالى و زينب دختر حجل اسدى و جويريه دختر حارث مصطلقى ، چون اين آيه فرود آمد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) زنان را بخواست و ايشان را ميان مفارقت و مرافقت مخير ساخت آنها همه بقاء با پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) را اختيار كردند .
بروايتى از حضرت صادق ( ع ) در تفسير و سبب نزول آيه چنين آورده شده است :
پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) را در خيبر غنائمى بدست آمد زنان او گفتند از اين غنائم بما قسمتى بده گفت به فرمان خدا آنها را ميان مسلمين تقسيم كردم زنان غضب كردند و گفتند شايد چنان پندارى كه اگر ما را طلاق دهى ما را از ميان قوم خود شوهرى يافت نخواهد شد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بامر خدا از ايشان اعتزال جست و در مشربه ام ابراهيم نشست تا آنان حائض شدند و طاهر گشتند خدا اين آيه را فرستاد .
از جمله سه فائده كه در اينجا آورده شده نقل اختلاف علماء است در حكم تخيير بر چند قول :
١ - هر گاه مردى زن خود را مخير سازد و او شوهر خود را اختيار كند چيزى