ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٩١ - ٢ - چگونگي قتال و وقت و قدري از احكام آن - مبني بر پانزده آيه
اختلاف در مسألهء ازدواج با زنان كافره حربى باشند يا ذمى . به قولى جملهء * ( وَلا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ ) * ناظر است به اين كه نكاح با كافره ، حربى باشد يا ذمى نكاح هم بطور دوام باشد يا انقطاع ، جائز نيست به قولى ديگر جمله ناظر است به اين كه مردان بايد زنان خود را اگر با كفار ماندهاند طلاق دهند .
ابن عباس گفته است مراد اينست كه اگر از كسى زنى در مكه مانده بود او را بشمار نياورد چه اختلاف دارين ( دار كفر و دار اسلام ) عصمت را قطع كرده است .
١٥ - آيهء ١٢ ، از سورهء ممتحنه * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِالله شَيْئاً وَلا يَسْرِقْنَ وَلا يَزْنِينَ وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتانٍ يَفْتَرِينَه بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ الله إِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * در جلد اول ، اين آيه ، و شأن نزول آن آورده شده . در اينجا اين روايت نقل مىگردد : روايت شده كه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بر كوه صفا بوده كه زنان ( و از جمله هند دختر عتبه ، زن ابو سفيان ، مادر معاويه ، از ترس اين كه پيغمبر او را بشناسد در حالى كه بطور ناشناس نقابى بر صورت افكنده ) براى بيعت آماده شدهاند چون پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) گفته است * ( ( عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِالله شَيْئاً ) ) * هند گفته است تو امروز در بيعت با مردان به اسلام و جهاد اكتفا كردى و بر ما شرائطى زيادتر و سختتر مىگويى پيغمبر گفت « و لا تسرقن » باز هند گفت ابو سفيان مردى است گرفته و ممسك من از مال او زير و رو و برداشت كردهام نمىدانم حلالست يا نه ابو سفيان كه ايستاده بود گفت آن چه از مال من در گذشته و آينده زير و رو كرده و بكنى حلال است پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) خنديد و او را شناخت و گفت تو هند دختر عتبه هستى گفت آرى يا نبى الله بگذر از آن چه پيش از اين از من سر زده خداى از تو بگذرد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) گفت « و لا تزنين » هند گفت : مگر زن آزاد هم زنا مىدهد ؟ ! يكى