ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٩ - ٢ - چگونگي قتال و وقت و قدري از احكام آن - مبني بر پانزده آيه
* ( فَإِنَّه مِنِّي وَمَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * و تو اى عمر مثلت مثل نوح است كه گفت * ( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً ) * آنگاه به اصحاب گفت اگر بخواهيد بكشيد و اگر بخواهيد فدا گيريد ليكن اگر فدا بگيريد به شمارهء ايشان از شما كشته خواهند گرديد گفتند فدا مىگيريم و در جنگ احد كه بعد از اين جنگ رخ داد گروهى به همان شماره از اهل اسلام كشته شدند .
قدر فديه به قولى حد اكثر ، چهار هزار درهم و حد اقل يك هزار درهم و به قولى فداء هر كس بيست اوقيه كه هر اوقيه چهل درهم است و بقول ابن سيرين صد اوقيه بوده است از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فدا چهل اوقيه و اوقيه چهل مثقال بود مگر عباس كه فداء او صد اوقيه قرار داده شده است ، وقتى عباس اسير شده بيست اوقيه زر با او بوده و آن را گرفتهاند پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) به عباس گفته است آن چه از تو گرفتهاند غنيمت است اكنون فداء خود و دو پسر برادرت نوفل و عقيل را بده گفت با من چيزى نيست آيا مىخواهى مرا به روزى اندازى كه تا زنده باشم دست بسوى مردم دراز كنم پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) گفت زرى را هنگام خروج از مكه بزن خود ، ام الفضل ، سپردى و گفتى نمىدانم چه پيش خواهد آمد اگر پيش آمدى براى من شد اين زر از تو و فرزندانت ، عبد الله و عبيد الله و فضل و قاسم باشد . عباس گفت من در تاريكى شب و هنگامى كه هيچ كس نبود اين پول را به او دادم بگو تو از كجا دانستى ؟ ! ! پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) پاسخ داد پروردگارم مرا آگاه ساخت عباس گفت « اشهد ان لا إله إلا الله و انّك عبده و رسوله » بهر حال چون فداء گرفته شد آيه نازل گرديد .
احمد بن حنبل و برخى ديگر از اين قصه بر جواز اجتهاد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) استدلال كردهاند و مخالفان ايشان به اين استدلال جواب گفتهاند . احمد بن حنبل ، و برخى ديگر ، از اين قصه بر جواز اجتهاد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) استدلال و مخالفان ايشان اين استدلال را پاسخ دادهاند .