ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٧٢ - ب - آياتي ديگر از قرآن مجيد كه براي استنباط احكام فقهي به نظر مؤلف قابل استناد است و فقيهان براي آنها باب و كتابي خاص عنوان نكرده اند از اين قبيل حرمت ابطال عمل - حرمت استهزاء مؤمن - حرمت غيبت و تجسس - جواز تقيه - حكم صله رحم - حرمت نسبت احكام از روي جهل به خدا - لزوم اتفاق و اتحاد در شئون اجتماع - حرمت تبذير و اسراف - حرمت دوست داشتن شيوع فحشاء - حرمت خودستايي بى جا و امثال اينها كه دوازده آيه به ترتيب ، و چند آيه ديگر ، بي ترتيب براي آنها آورده شده است
< فهرس الموضوعات > ج - طبقه بنديهاي ديگر براي آيات احكام از جمله چهار طبقه بندي < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٥ - خاتمه - استدراكاتي است نسبت به جلد اول كه پس از چاپ آن جلد در مواردي از آن يادداشت كرده ام مشتمل بر ده يادداشت بدين قرار :
١ - تيمم و قضيه عمار ترجمه از كتاب « المحلّى » تأليف ابن حزم < / فهرس الموضوعات > و پشت دو دست را تا بند دست مسح كند و لازم نيست همهء صورت و نه همهء دو كفرا فرا گيرد و در هيچ تيممى مسح ذراعين و مسح سر و مسح دو پا و يا جايى ديگر از بدن لازم نيست : . .
« . . اما سقوط مسح سر و دو پا و سائر بدن در تيمم مورد اجماع است و مورد يقين . مگر آن چه را عمار ياسر رضى الله عنه در زمان پيغمبر ( ص ) به جا آورده كه پيغمبر ( ص ) او را از آن نهى كرده است .
« و در بقيهء آن چه گفتيم خلافست پس گروهى دو ضربت ، در تيمم ، لازم دانسته و گروهى فرا گرفتن صورت و دو كفرا واجب دانسته و گروهى به فراگرفتن دو ذراع تا زير بغل و بعضى تا مرفق را گفتهاند .
« كسانى كه بوجوب دو ضربت در تيمم گفتهاند يكى براى روى و ديگر براى دو دست و دو ذراع تا مرافق ، استدلال كردهاند به حديثى از طريق ابى أمامهء باهلى از پيغمبر ( ص ) كه در تيمم گفته است « ضربتان : ضربة للوجه و اخرى للذراعين » و به حديثى از طريق عمار كه پيغمبر ( ص ) فرموده است « إلى المرفقين » و به حديثى از طريق ابن عمر كه گفته است مردى در ميان يكى از كوچه ها بر پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) سلام كرد و پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) جواب نگفت آنگاه دو دست خود را بر ديوار زد و آنها را به روى خود كشيد پس از آن بار ديگر دستها را به ديوار زد و بر دو ذراع خود كشيد از آن پس سلام آن مرد را پاسخ داد و چنين گفت « انه لم يمنعنى ان ارد عليك السلام الا انى لم اكن على طهر » و بحديث اسلع كه مردى از بنى اعرج بن كعب است كه گفته است « قلت يا رسول الله اصابتنى جنابة » پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) به سكوت گذرانده تا جبرئيل فرمان « صعيد » را آورده پس پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) فرموده است « قم يا اسلع فارحل » اسلع گفته آنگاه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) دو كف دست را بر زمين زد و آنها را تكان داد و بر صورت خود كشيد تا بر لحيهء مبارك گذراند آنگاه دوباره كف دستها را به زمين رساند پس