ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٣٥ - ٣ - حد سرقت دو آيه
گذشت قدامه چون توبه كرد عمر ندانست چگونه بر او حد وارد سازد از على ( ع ) پرسيد على ( ع ) گفت هشتاد تازيانه بر او بزن « لان شارب الخمر اذا شربها سكر و اذا سكر هذى و اذا هذى افترى قال الله تعالى * ( إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ) * الآيه اين تعيين عدد هشتاد ، براى حد سكر كه از آن حضرت رسيده ، از باب قياس نيست چه قياس را حرام مىداند بلكه از راه بيان علت است بر وجهى كه از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) شنيده . از اين رو چون وليد شراب آشاميده و عثمان كه حد سكر را چهل تازيانه مىدانسته به على ( ع ) براى اقامهء حد اشاره كرده پس على ( ع ) با تازيانهاى كه دو شقه داشته چهل تازيانه بر وى زده است تا عدد هشتاد كه موافق نظر و رأى خودش بوده استيفاء و كامل گردد .
٣ - حد سرقت در اين باره نيز به دو آيه استناد شده است :
١ - آيهء ٤٢ از سورهء مائده * ( وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ الله وَالله عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) * اين آيه كه حكم حد سارق را متكفل است از جهاتى خالى از اجمال نيست كه به وسيلهء روايات نبوى و غير آن توضيح و تبيين شده است :
از جمله كلمهء « قطع » چون هم بمعنى جدا ساختن و هم بمعنى شكافتن ، بى آن كه جدا گردد ، به كار رفته مبهم و مجمل تصور شده است ليكن در روايات بيان گرديده كه مراد از آن در آيه جدا ساختن است .
و از جمله كلمهء يد كه بر معانى متعدد گفته شده : از شانه تا سر انگشتان ، از مرفق تا سر انگشتان ، از زند تا سر انگشتان و هم بر تنهاى خود انگشتان .
بعضى از دانشمندان اجمال آن را انكار كرده و گفتهاند در تمام از شانه تا سر