ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٥٦ - ٣٣ - كتاب عتق و توابع آن مبني بر دو آيه
٣٣ - كتاب عتق ( يا نوع پانزدهم در بارهء عتق و توابع آن از دو آيه استفاده شده است :
١ - آيهء ٣٧ از سورهء احزاب * ( وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ الله عَلَيْه وَأَنْعَمْتَ عَلَيْه ) * .
اين آيه اشاره است به زيد بن حارثه كه با گروهى اسير مسلمين شده و قوم او براى فك اسيران خويش آمده بودند از جمله حارثه پدر زيد نيز براى فك او آمده و زيد در سهم پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) واقع شده بود چون حارثه به پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) مراجعه كرد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) به او فرمود برو با زيد ملاقات كن اگر خواست با تو بيايد بى آن كه فديه بدهى او را به تو بخشيدم با خود ببر زيد حاضر نشد از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) مفارقت كند و با پدر برود اين كار بر پدر گران آمد او را از فرزندى خويش بيرون كرد و رفت چون پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) آگاه شد او را آزاد ساخت و فرزند خود خواند چنان كه به زيد بن محمد مشهور شد . بارى در آيه از عتق به « انعام » تعبير شده است .
در ذيل آيه فاضل اسباب و موجبات نه گانهء عتق را ياد كرده كه از آن جمله است عتق بقول مطلق : پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) فرموده است « من اعتق نسمة مؤمنة عتق الله العزيز الجبّار بكلّ عضو منها عضوا منه من النّار » از آن نه سبب يكى دو مورد است كه به قرآن مجيد نيز بر آنها استدلال به عمل آمده آن استدلال گر چه بى اشكال نمانده ليكن متناسب است در اينجا ياد گردد .
از جمله اسباب عتق اينست كه مرد يكى از عمودين يا يكى از محارم خود را