ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢١٦ - ٣ - اشيائي از مباحات ده آيه
٤١ - كتاب مواريث در بارهء مواريث نه آيه آورده شده است :
١ - آيهء ٣٢ از سورهء نساء * ( وَلِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ الله كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً ) * خلاصهء آن چه فاضل آورده اينست « مراد از « موالى » در اينجا وارثان و تقدير چنين است براى هر انسانى موالى و وارثانى است كه از ما ترك او ارث مىبرند . .
* ( وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ ) * ايشان نيز وارثانند چه فرموده است * ( « فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ » ) * و ايمان در اينجا جمع يمين يد است زيرا چنان معمول بوده كه در وقت عهد دست راست را با دست راست مسح مىكردهاند و عاقد مىگفته است « دمك دمى و ثارك ثارى و حربك حربى . . الخ « پس حليف يك ششم از مال حليف را به ارث مىبرده است » از جمله سه فائده كه در اينجا آورده شده اينست كه اين حكم ( ميراث به معاهده و معاقده كه به نام ضمان جريره خوانده مىشود ) به عقيدهء شافعى منسوخ است و مطلقا ارثى براى او نيست و بمذهب اصحاب ما چنين نيست بلكه هنگامى كه وارثى نسبى يا سببى در ميان نباشد ارث مىبرد چون از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) روايت شده كه در روز فتح مكه گفته است « ما كان من حلف فى الجاهلية فتمسكوا به فانه لم يزده الاسلام إلا شدة و لا تحدثوا حلفا فى الاسلام » و بمذهب ابى حنيفه هر گاه مردى بدست مردى ديگر اسلام بياورد و با هم بر تعاقل و توارث عهد كنند صحيح است .