ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢١٨ - ٣ - اشيائي از مباحات ده آيه
* ( « إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً » ) * يعنى « إلى اصدقائكم من المؤمنين » استثناء كرده و مراد از « معروف » وصيت است و فعل را به « إلى » متعدى ساخته براى تضمين معنى « اهداء » و بعضى گفتهاند آيه دلالت دارد بر اين كه وصيت براى وارث درست نمىباشد و اين گفته درست نيست » ٣ - آيهء ٦ ، از سورهء نساء * ( لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْه أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً ) * فاضل در ذيل اين آيه چنين افاده كرده است « و در آيه دلالتيست بر بطلان تعصيب چه خداوند ارث را براى دو صنف پدر و زن فرض كرده پس اگر روا باشد كه در موضعى به زنان گفته شود ارث نبرند بايد روا باشد كه به مردان هم گفته شود كه ارث نبرند و لازم ، باطل است پس ملزوم همچنين است و بيان ملازمه به نص آيه است و جمله * ( « مِمَّا قَلَّ مِنْه أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً » ) * اين مطلب را تأكيد مىكند يعنى نصيب در هر جزئى از اجزاء تركه ثابت است .
« اگر گفته شود « شما مىگوييد برادر با دختر ارث نمىبرد پس اشكال بر شما هم وارد است چه مىگوييم گفته ما در آنجا به واسطهء دور بودن درجه است و مراد از آيه ، توارث اين دو مىباشد با تساوى از حيث درجه نه مطلقا » محقق اردبيلى چنين افاده كرده است « . . و معنى اينست كه ارث به نسبت بى آن كه هيچ يك از ورثه را خواه مرد باشد يا زن در آن اختيار باشد بطور لازم و فرض از جانب خدا براى ايشان ثابت است . آيه در اين مقام نزول يافته كه ارث ندادن به زنان و كودكان را كه در جاهليت معمول بوده از ميان ببرد پس آيه دلالت مىكند بر ثبوت ارث فى الجمله و هم بر اين كه فرضست و چه وارث بخواهد يا نخواهد بى اختيار او در ملكش وارد مىگردد -