ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٨ - ٧ - نمونه هايي از عمل برأي
٧ - در زمينهء « نمونه هايى از عمل براى » كه از صفحهء ٣٦٤ شروع شده يادداشت زير را ضميمه كردهام « ملا محسن فيض در جزء چهاردهم وافى اين مضمون را آورده : ابن ابى الحديد كه از علماء اهل سنت است در شرح خود بر نهج البلاغة گفته است : گروهى از كسانى كه به حقيقت فضل امير المؤمنين ( ع ) آشنا نشده چنين گمان بردهاند كه سياست عمر از وى زيادتر بوده گر چه او از عمر عالمتر بوده است رئيس ابو على سينا در كتاب « شفاء » به اين مطلب تصريح كرده و شيخ ما ابو الحسين هم به اين عقيده نظر داشته است .
« آنگاه دشمنان و بدخواهان او چنان پنداشتهاند كه معاويه نيز از او با سياستتر و با تدبيرتر بوده است و ما در اين كتاب پيش از اين در بارهء حسن سياست امير المؤمنين عليه السّلام و صحت تدبير او سخن راندهايم اكنون در اينجا مطلبى را كه شايسته اين فصل است و در سابق نگفتهايم ياد مىكنيم :
« بدان كه سائس به كمال سياست خود نمىرسد مگر هنگامى كه عمل براى خود را روا بداند و عقيده اش اين باشد كه آن چه راجع به صلاح ملك و تمهيد امر و توطئهء قاعدهء خود به نظرش برسد بايد به كار بندد خواه با شريعت و دين موافق باشد يا نباشد و كسى كه در سياست و تدبير جز اين رويه و راه را پيش گيرد دور است كه كارش منظم و امرش مسلم گردد امير المؤمنين ( ع ) به قيود شريعت و دستورهاى دين مقيد و پايبند بود و پيروى آنها را لازم مىدانست و هر رأى و كيد و تدبيرى را كه با شرع سازگار نمىديد ترك مىكرد . پس قاعدهء او در خلافتش با قاعدهء ديگران در اين زمينه فرق داشت از اين گفته نمىخواهم عيبى بر عمر بن خطاب بگويم يا او را به چيزى كه از آن به دور است نسبت دهيم ليكن او مجتهد بوده به قياس و استحسان و مصالح مرسله عمل مىكرده و تخصيص عمومات « نصوص » را بآراء جائز مىدانسته و با دشمن كيد مىكرده و امراء خود را به حيله و كيد مىفرموده و به گمان اين كه كسى مستحق تأديب باشد او را با « دره » و تازيانه ادب