ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٣ - ٢ - جمع و تدوين حديث
< فهرس الموضوعات > ٣ - استشهاد براي قبول حديث < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٤ - رأي و عمل به آن < / فهرس الموضوعات > و حارث بن عبد الله اعور همدانى و ربيعة بن سميع و سليم بن قيس هلالى و على - ابن ابى رافع و ميثم تمار و غير اينان از طبقهء اولى از تابعان و اشخاص ديگر از طبقات ديگر را كه بخواست خدا در جلد سيم آورده خواهند شد .
٣ - در حاشيهء صفحهء ٢٤٩ در زمينهء استشهاد عمر براى قبول حديث چنين نوشتهام « يعقوبى نقل كرده است كه عمر در سال ١٧ به مكه رفت و عمرهء رجب به جا آورد و مقام را از خانه دور ساخت و حجر را توسعه داد و مسجد الحرام را بنا نهاد و آن را وسيع كرد و از گروهى منازل ايشان را خريد و جمعى از فروش خانهء خود سرباز زدند و نفروختند عمر منازل ايشان را نيز خراب كرد و قيمت آنها را از بيت المال قرار داد .
« از جمله خانه هايى را كه خراب كرد خانهء عباس بن عبد المطلب بود . عباس گفت چرا خانهء مرا خراب مىكنى ؟ گفت براى اين كه مسجد الحرام را توسعه دهم .
عباس گفت از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) شنيدم كه مىگفت « ان الله امر داود ان يبنى له بيتا بإيليا فبناه ببيت المقدس و كان كلما ارتفع البناء سقط فقال داود يا رب انك أمرتني ان ابنى لك بيتا و انى كلما به نيت سقط البناء فاوحى الله انى لا اقبل الا الطيب و انك به نيت لي فى غصب فنظر داود فاذا قطعة ارض لم يكن شراها فابتاعها من صاحبها بحكمه ثم بنى فتم البناء » عمر گفت آيا كسى است كه اين حديث را از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) شنيده باشد و شهادت بدهد گروهى به پا خاستند و به آن شهادت دادند . . » .
٤ - در حاشيهء صفحهء ٣٥٨ كه در زمينهء « رأى » و عمل به آنست چنين ياد داشت كردهام « ابو عمرو يوسف بن عبد الله ( متوفى به سال ٤٦٣ ) در كتاب « جامع بيان العلم و فضله » در « باب معرفة اصول العلم . . » به اسناد خود از ابن عباس روايت كرده كه گفته است « انما هو كتاب الله و سنة رسوله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فمن قال بعد ذلك شيئا برأيه فما ادرى فى حسناته يجده ام فى سيئاته » همانا دليل بكتاب خدا و سنت پيغمبر او منحصر است پس اگر كسى بعد از آنها چيزى براى