ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٨٨ - ٣٥ - كتاب طلاق ، مبني بر ده آيه
كردهاند ) و از جمله آن كه اين حكم نسبت به مدخول بها و غير آن و هم نسبت به صغيره و كبيره و هم نسبت به حامل و حائل عموميت دارد ليكن حامل با بعد اجلين محكوم است و هم نسبت بدائم و منقطع ( بقول اقوى ) عموميت دارد . و از جمله در اين عده انفاق و اسكانى نيست .
٧ - آيهء ٢٢٩ ، از سورهء بقره * ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) * .
محقق اردبيلى در اينجا چنين افاده كرده است « طلاق بمعنى تطليق است مانند سلام و كلام كه بمعنى تسليم و تكليم مىباشد » يعنى تطليق رجعى دو بار است چه بار سيم بائن است چنان كه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) در پاسخ سؤال « اين الثالثة ؟ » گفت * ( « أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » ) * يا اين كه تطليق شرعى تطليق پس از تطليق است بر وجه تفريق نه بر طريق جمع و ارسال به يك بار و مراد از * ( « مَرَّتانِ » ) * مطلق تكرير است نه تثنيه از قبيل * ( « ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ » ) * يعنى كرّة بعد كرّة نه آن كه « كرّتين فقط » و از قبيل « لبّيك و سعديك » و نظائر اينها . » و در ذيل جزء اخير آيه ( * ( فَإِمْساكٌ ) * الخ ) چنين افاده كرده است « اين تخيير است براى شوهران بدين گونه كه پس از تعليم كيفيت طلاق به ايشان آنان را اختيار داده ميان اين كه زنان را با رعايت حسن معاشرت و قيام به حقوق واجبه نگهدارند و ميان اين كه ايشان را به وجهى جميل كه تعليم داده رها سازند . بنا بر معنى دوم كه براى جزء اول آيه شده معنى اين جزء اينست پس از دو تطليق واجب است كه زن از راه رجوع به او نگهداشته شود و بوجه معروف در تسريح و بين مردم با حسن معاشرت با وى رفتار شود يا اين كه بطور احسان رها گردد بدين گونه كه طلاق سيم داده شود يا به او رجوع نكند تا بائن گردد و از عده بيرون رود پس مراد از « امساك » اخذ است و ضد آن اطلاق و تسريح است و بنا بر معنى اول كه براى