تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٢ - صفات مستكبرين،(مهتران قوم)
اين حال استثمار شوندگان به سوى آيينى تازه مىشتابند كه به جامعه بشارت عدالت و اصلاح مىدهد. آن گاه پيكارى شديد ميانشان درمىگيرد و اين پيكار به رهايى استثمار شوندگان و هلاكت استثمار كنندگان مىانجامد.
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ- مهتران قومش كه گردنكشى مىكردند به زبون شدگان قوم كه ايمان آورده بودند، گفتند: آيا مىدانيد كه صالح از جانب پروردگارش آمده است؟ گفتند: ما به آيينى كه بدان مأمور شده، ايمان داريم.» مستكبران مىخواهند هم طبيعت را فساد سازند و هم انسان را. از اين رو مىبينى كه افكار مستضعفان را فاسد مىكنند و آنان را به وادى گمراهى مىكشند.
تا بهتر بتوانند استثمار ايشان را ادامه دهند و دسترنجشان را بربايند. ولى در عين حال گروهى از مستضعفان به سوى ايمان مىشتابند، مبارزه ميان آن دو گروه در مىگيرد.
[٧٦] از اين رو مستكبران را مىبينى كه به امر رسالت رسل، ايمان نمىآورند، زيرا مستضعفان به آن مىگروند و از آن به عنوان حربهاى عليه ايشان استفاده مىكنند و اين عقيدت از لابلاى گفتارشان مشهود است.
قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ- گردنكشان گفتند
ما به كسى كه شما ايمان آوردهايد، ايمان نمىآوريم.» مستكبران خواستار دينى هستند كه آنان را در استثمارگريشان تأييد كند و سلطه آنان را بر زحمتكشان تضمين نمايد بنا بر اين آيين آنها با آيين اينان فرق دارد.
زحمتكشان و مستضعفان دينى را مىجويند كه وسيله رهاييشان باشد از يوغ ستم ستمگران.
/ ٣٦٢ [٧٧] تا مستكبران در برابر آيين مستضعفان جبههگيرى مىكنند و تا تنها وسيله رهاييشان را از چنگشان به در آورند، آهنگ كشتن ناقه صالح كردند. و اين ناقه رمز رسالت الهيه بود در نزد قوم ثمود. ناقه را كشتند بدين پندار كه مگر جلو