تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨١ - ستم به خود و به اجتماع
[٤٦] وَ بَيْنَهُما حِجابٌ- و ميانشان حايلى است.» و ميان اهل بهشت و اهل دوزخ حجابى است. حجاب آخرت تعبيرى است از حجابى كه در دنيا ميان مؤمن و كافر قرار گرفته. و آن عبارت از فرقى است كه ميان آن دو فرقه مؤمن و كافر وجود دارد و اختلاف جهت و جبهه آنها. به گونهاى كه مؤمنى كه به اين حجاب معتقد نباشد در ايمانش ترديد است.
با وجود آميزش مردم با يكديگر، در اين سراى فانى، در سراى باقى بكلى از يكديگر جدايند. ميان بهشت و دوزخ، اعراف جاى دارد. اعراف مكان مرتفعى است كه آن دو را از هم جدا مىسازد. مردانى معين بر آن بلنديها نشستهاند و مهمترين خصوصيت آنها اين است كه مردم را به خوبى مىشناسند.
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ- و بر اعراف مردانى هستند كه همه را به نشانيشان مىشناسند.» معلوم است كه اين مردان همان پيشوايان و امامانى هستند كه ميان حق و باطل تميز مىدهند و صفات اهل حق و باطل را مىشناسند و در نتيجه اهل حق و اهل باطل را تميز مىدهند. اينان كه در دنيا پيشوايان مؤمنان هستند،/ ٣٢٥ در آخرت پيشوايان همه مردماند. پس همانطور كه در دنيا آن دو طايفه كافر و مؤمن را از هم جدا مىدانستند در آخرت هم همين كار را مىكنند و مؤمنان را جواز دخول به بهشت مىدهند.
وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ- و اهل بهشت را آواز دهند كه سلام بر شما باد.» هنگامى كه مؤمنان بر بهشت داخل شوند، در بهشت همه آرزوها و خواستهاشان برآورده شود.
لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ- هر چند طمع بهشت دارند ولى هنوز بدان داخل نشدهاند.» [٤٧] همه توجه اين پيشوايان به اهل بهشت است ولى يك بار نظرى به دوزخ مىافكنند، از آن همه آتش و عذاب به فرياد مىآيند و از خداى خود مىخواهند كه