تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٩ - ميان اجل و عمل
[٣٦] خوف و اندوه بهره كافرانى است كه آيات خدا را تكذيب مىكنند در حالى كه حقيقت از خلال آيات آشكار است ولى خود فريفتگى و پيروى هواها و هوسها ديدگان حقيقت بينشان را كور كرده است.
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها- و آنان كه آيات ما را به دروغ نسبت داده و از آن سرتافتهاند.» جزايشان آتش است و دست به گريبان شدن با سرنوشت شوم خود كه از آن هم رهاييشان نيست.
أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ- ايشان اهل جهنمند، و جاودانه در آن خواهند بود.» جاودانه بودن ايشان در آتش، جزاى مناسب كينه توزى و گردنكشى آنهاست، كينه توزيى كه اميد به اصلاح آن نبود و گردنكشى كه دلهايشان را چونان صندوقچهاى آهنين كرده بود كه نمىگذاشت حتى خردك پرتوى از نور هدايت بر آن تابد.
[٣٧] بنگريد كه ستم آدمى به خود تا چه پايه است وقتى كه خود را در اين تنگنا مىافكند و چشم بر حقايق فرو مىبندد.
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ- كيست ستمكارتر از آن كه به خدا دروغ بندد يا آيات او را دروغ انگارد؟» بشر هنگامى كه سركشى كند و بخواهد چنگ به روى حقيقت زند، خود را فريب داده است و هم ديگران را. او از يك روى، حقيقت و آيات و علايم آشكارى را كه بر حقيقت دلالت دارد، نمىپذيرد/ ٣١١ و از ديگر روى براى خود افكارى خلق مىكند و آنها را به خدا نسبت مىدهد و جانشين حقايق مىگرداند. جزاى چنين كسان اين است كه همان حقايقى كه به آنها كافر بود و انكارشان مىكرد اكنون او را احاطه كردهاند و از او انتقام مىگيرند.
أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ- نصيبى كه برايشان مقرر شده بود به آنها خواهد رسيد.»