تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٣ - زمينه كلى سوره
امروز به خدا شرك مىآورند به سبب شرك پدرانشان بوده است. و نيز برخى از بنى آدم اين عهد را كه عهد علم و معرفت است مىشكنند و با پيمان معرفت مخالفت مىورزند. (١٧٢ تا ١٧٦) بدين سبب خدا گاه يهود را بر مىگزيند و گاه عرب را بر حسب زمان اختيار و بيان مىدارد كه جريمه كسى كه دين خدا را دروغ مىانگارد چقدر بزرگ است و چه سان پروردگار ما جهنم را سرنوشت آنان قرار داده زيرا از عقل و علم خود چنان كه بايد سود نبردهاند. (١٧٧ تا ١٧٩) خداوند اسماء حسنى را بيان مىدارد و اين كه چگونه برخى به نامهاى خدا الحاد مىورزند و خدا تكذيب كنندگان را به تدريج خوار مىدارد ولى بر حسب مشيّت خويش زمانى اندك مهلت مىدهد. ولى آنان نمىانديشند تا دريابند كه پيامبرشان ديوانه نيست و نمىانديشند تا آثار تدبير و تقدير خداوندى را در آسمانها و زمين درك كنند بسا كه مرگشان نزديك باشد و اگر به اين سخن ايمان نياورند پس به چه سخنى ايمان خواهند آورد؟ (١٨٠ تا ١٨٥) هر كس را كه خدا گمراه كند هيچ راهنمايى نخواهد داشت و روز قيامت را كس جز خدا نداند كه كى خواهد بود. رسول نيز مالك سود و زيان خود نمىباشد. (١٨٦ تا ١٨٨) در همين سياق آمده است كه چگونه خدا بشر را بيافريد و او را خود در عين وحدانيت خويش بيافريد، بدون آن كه در اين آفرينش انباز و شريكى داشته باشد ولى وسوسه گران ضمير انسان را فاسد كردند و او براى خدا شريكان قرار داد. در حالى كه خدا نگهبان و سرپرست بشر است و نيز از ميان آدميان صالحان را دوست دارد. در حالى كه بتان را توان يارى رساندن به انسان نيست و بتان سخن نمىشنوند. (١٨٩ تا ١٩٨)/ ٢٦٩ بر رسول است كه عفو پيشه كند و بر مقتضاى فطرت و عقل فرمان دهد و از جهل دورى گزيند. و بر انسان است كه به نيروى خدايى بر شيطان غلبه يابد و از پروردگارش ياد كند تا القائات شيطانى را از دل خود بزدايد و حقايق را به ديده