تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٦ - موضع ما در برابر آنها
اينان امتداد گروه نخستين باشند. زيرا هنگامى كه كسى مرتكب گناهان مىشود و حجاب گناه مانع تابيدن نور عقل به قلب او مىگردد، آن فطرت ديندارى كه هر كس از آن بهرهاى دارد، در نزد اينها به پرستش كسانى جز خداى يكتا متحول مىشود و چنين كسى مىپندارد كه آنچه اكنون دارد دين واقعى است. از اين رو است كه قرآن بعد از ذكر آن گروه پيشين از اينان ياد كرده است.
قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا بگو: آيا سواى اللَّه كسى را بخوانيم كه نه ما را سود مىدهد و نه زيان مىرساند.» چرا انسان چيزى را بپرستد كه نه او را سود دهد و نه زيان رساند؟ و چرا خود را مقيد او سازد يا در برابرش خضوع كند؟
فايده اين كار چيست؟ آيا اين چيزى غير از انحراف از طريق مستقيم و مسخ طبيعت آزاده بشرى نيست؟
وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ آيا پس از آنكه خدا ما را هدايت كرده است از دين بازگرديم؟» هدايت خدا شكل مىگيرد
اولا: در هدايت فطرى.
/ ١٠٦ ثانيا: در هدايت رسولان.
بسيارى از مردم پس از هدايت فطرى منحرف مىشوند ولى بعد از هدايت رسول انحراف ضلالت بزرگ است كه قرآن كريم چنين گمشدهاى را به كسى تشبيه مىكند كه در صحرا مىرود. و راه گم مىكند و كسانى كه گمراهش مىكنند شياطين هستند. در اين وقت آن گم گشته صدايى مىشنود كه او را بر جاده مىخواند، جادهاى كه همه در آن راه مىسپرند. اگر چنين كسى نصيحت ياران خود نشنود ديگر براى گمشدنش هيچ عذر و بهانهاى نيست، زيرا يارانش حجت بر او تمام كردهاند و براى او فرصتى فراهم ساختهاند باشد كه از پيروى شيطان باز ايستد.
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا همانند آن كس كه شيطان گمراهش ساخته و حيران بر روى