تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٥ - نقاط ضعف فرهنگ در شهرنشينى
نقاط ضعف فرهنگ در شهرنشينى
[١٦١] چون به شهرى كه خداوند براى ايشان مهيا كرده بود داخل شدند، اخلاقشان فاسد شد و به جاى آن كه خدا را بر نعمتى كه به ايشان ارزانى داشته بود شكر كنند و از او آمرزش و رحمت خواهند تا آنان را به مراتب كمال رساند، روى به نوشخوارى و لذتجويى نهادند و براى رفع نقايص روحى و اخلاقى خويش كارى نكردند.
وَ إِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ وَ كُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ- و به آنان گفته شد كه در اين قريه سكونت كنيد و هر جا هر چه خواهيد بخوريد و بگوييد گناهان ما را بريز.» و ما را بيامرز.
وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً- و سجدهكنان از دروازه داخل شويد.» در عين خضوع و خشوع تا معلوم شود كه از نعمت و قوت دچار سركشى و غرور نشدهايد.
نَغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ- تا گناهانتان را بيامرزيم و به پاداش نيكوكاران خواهيم افزود.» شهر در اين زمان عامل تطور و ترقى شما شد زيرا عوامل ضعف در شهر همان عواملى است كه خدا از آنها نهى كرده است و آنها از اين قرار است
اولا: وجود قيود اضافى كه فايدهاى از آنها حاصل نمىشود و بهره بردن انسان را از نعمتهاى خدا محدود مىكند، اين قيود عبارتند از عادات جاهلى و آداب زائد و ديگر قيودى كه پروردگار ما آنها را ممنوع داشته است./ ٤٧٤ اجازه داده كه از هر چه و در هر جا كه خواهند بخورند ولى فرمان داده كه مقيد به اغلال جاهلى نشوند.
ثانيا: غرور و سركشى و احساس بىنيازى كردن كه غالبا مردم شهرنشين به آنها دچار مىشوند.