تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨ - ولى به خود ستم مىكنند
در روز قيامت كه پردهها كنار رود و حقايق آشكار گردد، تو در مىيابى كه باطل تو را واگذاشته و در آن روز هيچ سودى به حال تو ندارد- چنين است حال تو و باطل در دنيا. ولى اهل باطل باطل را به نيروى اساطير و خيالات خود مىپرورند و مىپندارند اكنون داراى وجودى است هم چنان كه اگر سراب را در بيابان نگاه كنى پندارى كه آب است ولى آب نيست.
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ روزى همه را گرد آوريم، سپس به آنها كه شرك آوردهاند بگوييم: آن كسان كه مىپنداشتيد كه شريكان خدايند، اكنون كجايند.» آن كه اهل باطل است به راست و چپ خود مىنگرد مگر از پندارهاى خويش نشانى بيند ولى اثرى از آنها نمىيابد.
[٢٣] در اين هنگام از شركاى خود روى مىگرداند و به خدا سوگند مىخورد كه هرگز آن بتان را همتاى ذات احديت نمىگرفته است.
ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ عذرى كه مىآورند جز اين نيست كه مىگويند: سوگند به خدا، پروردگار ما كه مشرك نبودهايم.» بدين گونه فريب خوردهاند و نتيجه ضلالت و فريبشان همين است از آنچه براى خدا شريك مىآوردند تبرى مىجويند، پس چرا در اين جهان پيش از آن كه وقت از دست برود از آنان تبرى نمىجويند؟
/ ٤٠ [٢٤] عاقبت كارشان اين شد كه به باطل كافر مىشوند در حالى كه زين پيش به آن ايمان آورده بودند. سوگندهاى گران مىخورند كه هرگز به باطل ايمان نياورده بودهاند. اما آن باطل اكنون از ميان رفته است و اثرى از آن بر جاى نمانده است.
انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ بنگر كه چگونه بر خود دروغ بستند.» ديروز معترفان به باطل بودند و امروز منكران آن و به دروغ مىگويند كه ما