تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٥ - زياده روى در كفر
عقل آدمى تكامل مىيابد و روحش وسعت مىگيرد و حقايق بيشترى را كسب مىكند و انديشهاش رشد مىيابد زيرا عالم دگرگون مىشود و نشانههاى حقيقت از پس يكديگر آشكار مىگردد. پس بايد پيوسته ديدگان باز داشته باشيم.
[١٣٣] آل فرعون نعمت بصيرت را از دست داده بودند و براى هر حادثهاى تفسيرى غلط ارائه مىدادند و بنا بر اين موسى هر برهان و دليل و معجزه كه برايشان مىآورد، آنها را هر چه بيشتر در ورطه كفر فرو مىبرد و بر انكارشان مىافزود. از اين رو خداوند آنها را گرفتار طوفان كرد. رودها و درّهها جوشيدن گرفت آن سان كه خانههايشان را آب گرفت و آنان خيمه بر تپهها زدند. سپس ملخ آمد و همه محصولاتشان را بخورد و در تن و جامههايشان شپش و حشرات افتاد و قورباغهها از سر و رويشان بالا رفت و مبتلى به خونريزى شدند حال از بينى يا چنان كه برخى از مفسران گفتهاند به علل ديگر بيماريها. ولى هيچ يك از اينها بر آگاهى و هدايتشان نيفزود.
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ- ما نيز بر آنها نشانههايى آشكار و گوناگون چون طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون فرستاديم، باز سركشى كردند، كه مردمى مجرم بودند.» آنها از حقيقت روى برتافتند و خود را بالاتر از حقيقت انگاشتند و خواستند قوانين هستى را مطابق خواستشان تغيير دهند نه آن كه خويش را بر اساس نظامهاى هستى پاكسازى كنند.
آنها با روى برتافتن از حقيقت به خويش ستم كردند. پيشرفت انسان در هر زمينهاى/ ٤٢٥ از زمينههاى زندگى وامدار شناخت نظامهاى هستى و بهرهگيرى از اين شناخت براى در اختيار گرفتن حيات است. مسير جبرى انسان زمانى آغاز مىشود كه اين نظامها را ناچيز بشمارد و خود را از آنها برتر بپندارد و لذا خود را مورد ستم قرار دهد.