تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٩ - نه حتميات، بلكه حقايق
ستمديدگان استثمار شده و ناتوان مقهور چه بسا به زودى پيمانه صبرشان لبريز گردد، بدون ترس از مرگ از جاى بجنبند و همه چيز را در لحظهاى نابود كنند. خداى سبحان بر اين جامعه نوشخوار ستم پيشه، صاعقهاى از عذاب خود مىفرستد و اين زمانى است كه آن مهلت كه به ايشان داده است به پايان رسد و زمان امتحان به سر آمده باشد: آرى، در چنين زمانى به حياتشان پايان مىدهد و اين مكر خداست و مكر خدا را ايمن نتوان بود.
مكر عبارت است از پيچيدن دور چيزى و اين كه چيزى به فرد رسد از آن جا كه گمانش را نمىبرد و آن كه براى خدا مكرى را به حساب نياورد زيان مىبرد، زيرا مىسازد بى آن كه براى سازه خود ضمانتى داشته باشد. او همچون لشگرى است كه مرزهاى پشتى را براى خود استوار نمىسازد و تنها از يك جهت مىنگرد و گاه دشمن از پشت بدو مىتازد و از ميانش مىبرد. آدمى بايد/ ٣٩٢ پيامدهاى امور را در نظر بگيرد و از عوامل ويرانى و خرابى و ارزشهاى پيشرفت و تداوم غافل نماند.
[١٠٠] براى آن كه تو را بصيرتى نافذ باشد كه عوامل ويرانى را كه به ظاهر ديده نمىشوند بشناسى، بايد از تاريخ عبرت گيرى و حال امتهاى پيشين را مطالعه كنى، يعنى آن كسانى كه خداوند زمين را بعد از آنها به تو ميراث داده است. كسانى كه در گناهان خود غرقه بودند و دريچههاى قلوبشان بسته بود و نداى حقيقت را نمىشنيدند. تا بدانى كه تو نيز از سرنوشت آنان در امان نيستى بسا كه گناهانتان ريشه شما را نيز بركند و دريچههاى دلهايتان بسته گردد و تمدنتان بر باد فنا رود.
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ- آيا براى آنان كه زمين را از پيشينيان به ارث بردهاند باز ننموده است كه اگر بخواهيم آنها را به كيفر گناهانشان به عقوبت مىرسانيم.» هم چنان كه كسانى را كه پيش از آنها بودند به عقوبت رسانيديم.
وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ- و بر دلهايشان مهر مىنهيم تا