تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٥ - مراحل انحطاط
بهتر است.»
/ ٣٧٦
مراحل انحطاط
جامعه طى چند مرحله خردك، خردك به انحطاط كشيده مىشود. در ابتدا قدرت سياسى فاسد مىشود سپس طريقه همكارى و سپس اساليب انتاج و آن گاه فساد ارزشها پيش مىآيد كه خطرناكترين مراحل فساد است. از اين رو شعيب را مىبينيم كه سخن خود را با بر حذر داشتن مردم از فساد سياسى و اقتصادى آغاز مىكند. و سپس فساد فرهنگى و ارزشى.
از نهى از معروف و منحرف كردن مردم از راه خدا و گمراه ساختن ايشان از راه راست و كشيدنشان به كوره راههايى كه جز هلاكت سرنوشتى ندارند، حذر كن. مردم را به گذشته خودشان توجه ده آن گاه كه شمارشان اندك بود و خداى تعالى بر شمارشان بيفزود و به راه راست هدايت فرمود همچنين آنان را اندرز داد كه از آنچه در گذشته مفسدان را بر سر آمده است، عبرت گيرند. شعيب مؤمنان قوم خود را به صبر و استقامت فرمان داد تا حكم و اراده خداوندى تجلى كند و عاقبت نيك آشكار گردد.
[٨٦] گاه انسان در عمل راه فساد مىپيمايد ولى از ناحيه نظرى به ارزشها ايمان دارد و از اين كه به آنها نپردازد به خطاى خويش اعتراف مىكند.
در چنين شخصى اميد توبه و بازگشت هست ولى اگر هم چنان به اعمال خود ادامه دهد، اندك اندك به سراشيب نفى آن ارزشها افتد و در چنين حالتى اصلاح او دشوار مىگردد.
كسى كه به اين مرحله رسد، تنها به خطاى شخص خود اكتفاء نمىكند، بلكه مردم ديگر را هم به خطا سوق مىدهد. قوم شعيب به چنين مرحلهاى از سقوط رسيده بودند. و رسولشان مىگفت
وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ- بر سر راهها منشينيد تا مؤمنان به خدا را بترسانيد.»