تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٤ - تحريم فواحش جوهر و اصل دين است
مخاطرات مىسازد.
قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ- بگو: پروردگار من زشتكاريها را چه آشكار باشد و چه پنهان حرام كرده است.» دوم: گناه، كه مراد از آن دست يازيدن به هر گونه حرامى است چون شرابخوارى و خوردن گوشت خوك و ديگر گوشتهاى حرام، مخصوصا گوشت حيواناتى كه به هنگام ذبح نام خدا بر آنها برده نشده است.
سوم: ظلم به مردم و تجاوز به حقوق ايشان، خواه حقوق مالى باشد مثل دزدى و رشوه و وضع مالياتهاى اجحاف آميز و غش و تقلب در كالا و گرفتن دستمزد بدون انجام كارى مناسب با آن. يا حقوق اجتماعى باشد، مثل حرمت غيبت و تهمت زدن و سخن چينى كردن. همه اينها در حيطه ظلم است و ظلم حرام است.
وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِ- گناه را و فزونى جستن به ناحق.» شايد واژه «بغير الحق» تفسير بغى باشد و هر تجاوزى به حق بغى و ستم تلقّى مىشود.
/ ٣٠٤ پس از ذكر اين محرمات نوبت به يك حرام بزرگ مىرسد و آن به سياست ارتباط دارد. خضوع در برابر هر سلطهاى و هر قدرتى جز سلطه و قدرت خداوندى حرام است. و متابعت از هر شخص يا هر دستگاهى كه خدا اجازه نداده باشد حرام است بنا بر اين بايد در برابر اين نظاماتى كه به نامهايى جز نام خدا بر ملتها تحكم مىكنند ايستادگى كرد با آنهايى كه به دروغ وانمود مىكنند كه سلطه آنها سلطه خدايى است. آرى، همه اينها از انواع شرك است.
وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ- و نيز حرام است چيزى را شريك خدا سازيد.» در سلطه و سيادت قانونى و سياسى او.
ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً- كه هيچ دليلى بر وجود آن نازل نشده باشد.» اگر از سوى خداوند به جواز پيروى از شخصى برهانى نازل شده باشد، نبايد در پيروى از او ترديد به خود راه داد. در اين صورت است كه مىتوان در برابر او سر تسليم فرود آورد چون پيامبر (ص) و امامان (ع) و علماى الاهى كه امينان بر حلال و