تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٨ - ميان فرمانروايى خدا و سلطه شيطان
خوانند، عقل به معارضه برمىخيزد كه اعمالى كه مرتكب مىشوند از قداست و از خدا به دوراند.
أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ- چرا چيزهايى به خدا نسبت مىدهيد كه نمىدانيد؟» [٢٩] عدالت فطرتى است كه در وجود انسانى نهفته است. فرضا هم كسى باشد كه خود نتواند به عدالت رفتار كند، بىترديد دوست دارد كه ديگران چنين كنند و از اين رو خواستار عدالت است، و خدا ممكن نيست كه به غير عدالت رفتار كند در حالى كه همه جهان در هر امرى به عدالت او شهادت مىدهند.
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ- بگو پروردگار من به عدل فرمان داده است.» خدا فرمان داد كه بندگان جز او را نپرستند و مردم حتى در مواردى به جاى اللَّه بتان را مىپرستند واجب است كه آن شريكان به دور ريزند و خداى يكتاى قهار را بپرستند.
وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ- به هنگام هر نماز روى به جانب او داريد.» هر زمان كه زمان سجده باشد بايد در برابر اللَّه سجده كرد و نه چيزهايى كه آنها را شريكان او قرار دادهايم. اين هشدار است كه بايد، پرستش خاص ذات احديت باشد/ ٢٩٨ و هر چه خواهيم از او خواهيم به عبارت ديگر تنها و تنها روى عبادت و نياز به درگاه او آريم.
وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ- و او را با ايمان خالص بخوانيد.» اما نبايد دين را تجزيه كرد كه تنها جانب عبادات را بگيريم و جانب معاملات و اقتصاد را رها كنيم يا قضاياى سياسى و امثال آن را ناديده انگاريم.
ميان فرزندان آدم امتيازى نيست كه بعضى بعض ديگر را بندگى كنند يا براى خشنودى بعض ديگر، بعضى از دين را به يك سو نهند.
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ- و هم چنان كه شما را آفريده است باز مىگرداند.» همه يكسان هستند چونان دانههاى شانه.