تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩١ - حدود حرام
البته خدا بر بنى اسراييل انواع طيبات را حرام كرده بود، مثل هر حيوانى كه داراى دندانهاى نيش يا چنگال بود. و نيز پيه گاو و گوسفند. ولى آنان بر يكديگر ستم مىكردند و هر چه بشر ستم بيش كند خداوند بر او سختتر خواهد گرفت.
خداى سبحان رحيم است و رحمت او گسترده است ولى در عين حال شديد العقاب نيز هست و مجرمان نمىتوانند از عقاب او بگريزند.
اين آيه آمده است تا بر انديشه پيش گفته تأكيد ورزد و آن عبارت است از ضرورت استقامت در خط سالم بىهيچ كاهش و افزايشى، زيرا احكام شرعى با منافع حقيقى تغيير ناپذير در پيوند است.
/ ٢١٨
شرح آيات
حدود حرام
[١٤٥] بعضى پندارند كه دين احكامى است ما فوق طاقت بشر كه بشر را از نمو يا تكامل باز مىدارد و هر چيزى در دين حرام است مگر آنچه را كه خدا استثناء كرده باشد ولى خداوند اين انديشه باطل را به كرات نفى كرده است.
در اين آيه خداوند اصل حليت كامل را جز در اشياء معينى شرح مىدهد و بدين گونه بشر را به تمتع از نعم خداوند ترغيب مىكند مگر وقتى كه آن چيز باعث زيان بزرگى شود.
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً- بگو: در ميان آنچه بر من وحى شده است چيزى را كه خوردن آن بر من حرام شده باشد نمىيابم، جز مردار يا خون ريخته.» مراد از آن خونى است كه از جسم خارج مىشود ولى خونى كه در لا به لاى گوشت مانده باشد مباح است.
أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ- يا گوشت خوك كه پليد است.» هر چند به ظاهر ممكن است طعمى خوش داشته باشد ولى واقعش پليد