تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٣ - هنگامى كه از رسالت خود متابعت نكنى!
و عمل و عدل به منزله هدف اين صدق. اما فرهنگهاى جاهلى بر اساس گمان و پندار بنا شده است. گمان و پندار چيست؟
گمان (ظنّ) تصورى است كه از هواهاى ذاتى و شهوات و فشارها سرچشمه مىگيرد، يا همان است كه تو در ذهن خود مىآفرينى نه براى آن كه آن را با واقعيت خارجى منطبق سازى بلكه آن را بدل و جانشين آن واقعيتها سازى. مثلا تصورات شعراء از زندگى پندارهايى بيش نيست. زيرا اينها نمىخواهند واقعيت حيات را آن چنان كه هست كشف كنند بلكه مىخواهند حيات را از روى الگويى كه در خاطر دارند بسازند، از اين روست كه مىگويند كه (شعر هر چه دروغتر باشد شيرين است) و چنين است تصورى كه نظام طاغوتى از مصالح ملت دارد.
فرق گمان با علم اين است كه گمان با تكيه بر خود قائم است و حال آن كه علم قائم به حقيقت است. مثلا علم توبه طلوع ماه بر اساس وجود آن است و چون غروب كند علم تو نيز زايل مىشود. اما اگر شكل ماه را بر ديوار خانهات بكشى اين تصوير قائم به ذات خويش است. خواه ماهى باشد يا نه.
بشر گاه تابع تصور و احتمال است و اين به هنگامى است كه براى كشف حقيقت احساس ضرورت نكند، بلكه به جعل يك سلسله فرضيات پيرامون آن بپردازد، مثل زمانى كه مردم درباره آسمان و ستارگان حرفهايى مىزنند ولى جز احتمال برهانى در دست ندارند.
/ ١٧٢ بيشتر افراد بشر در وادى گمان و پندار سرگردانند زيرا چراغ رسالت را فرا راه خويش قرار ندادهاند، هدايت كمالى است كه جز كسانى كه در پاكى نفس خويش مجاهدت ورزيدهاند به آن نخواهند رسيد.
وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ- اگر از اكثريتى كه در اين سرزمينند پيروى كنى، تو را از راه خدا گمراه سازند. زيرا جز از پى گمان نمىروند و جز به دروغ سخن نمىگويند.» [١١٧] هنگامى كه بيشتر افراد بشر گمراهانند و پيرو گمان خويش،