تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - زيانهاى شرك
ايشان است و ايشان هدايت يافتگاناند.» بگذار، جامعهاى را تصور كنيم كه تحت سيطره طاغوت است و از طبيعت مىترسد و قربانيان خود را به خداى درياها و خداى جنگ و خداى بهار تقديم مىكند، چنان كه مردم مصر چنان مىكردند. و نيز جامعهاى را كه حكومت عادله بر آن فرمان مىراند و با طبيعت به مبارزه بر مىخيزد و آن را مقهور خود مىكند. از اين دو جامعه كداميك جامعه امن و آرامش است؟ آيا ظلم طاغوتى و خضوع در برابر طبيعت بيشتر همراه امن و آرامش است يا آن جامعه كه بر پايه عدالت و تمدن بنا شده و طبيعت را مسخر و مقهور ساخته است؟ آزادى از بيم طاغوت و ترس طبيعت ما را وامىدارد كه آزادانه در عين امن و امان به جستجوى حقيقت پردازيم و از حقيقت نترسيم و تحبيب و تهديد طاغوت و طبيعت ما را نترساند تا همه باروهاى طبيعت را فتح كنيم تا پرده از چهره اسرار طبيعت برداريم و آن را مسخر سازيم، در اين هنگام است كه هدايت را نصيب خود ساختهايم. آغاز هر علمى احساس امن و امان است از اين روى در اين آيه هم هدايت بعد از امن آمده است.
[٨٣] ابراهيم با قومش محاجّه كرد و بر آنان پيروز گرديد. اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چه كسى اين حجّت به او آموخت؟ آرى خدا. ابراهيم چون مردم ديگر در محدوده جامعه مىزيست و مقهور طبيعت بود،/ ١٢١ بنا بر اين بر حسب افكار جامعه و حوادث محتوم طبيعت شكل گرفته بود. جز آن كه خداى سبحان رسالت خود بر انسان ارزانى مىدارد تا او را از حتميات جامعه و طبيعت برهاند، حتمياتى كه او را در خود احاطه كردهاند.
وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ اين برهان ما بود كه آن را به ابراهيم تلقين كرديم، در برابر قومش. هر كه را بخواهيم به درجاتى بالا مىبريم. هر آينه پروردگار تو حكيم و داناست.» حكمت و علم الهى چنان اقتضا مىكند كه هر كس را عبث و بيهوده به درجات عالى فرانبرد. كسانى را به اين درجات مىرساند كه در اثر كوشش و