مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٩٠
خطرات احتمالى كه براى او در پى داشته ، ابايى نداشته است. [١]
در مورد قصص و تاريخ هم نياز به مقايسه دو تفسير بوده و ياحقى با دقت ترابط آنها را بازنمايى كرده است :
ابوالفتوح هم به غزوات پيامبر اسلام(ص) به مناسبت موقع و مقام اشاره مى كند و هم به قصص و روايات مربوط به انبياى پيشين كه در قرآن به تصريح يا اشاره از آنها نامى به ميان آمده است . به علاوه بسيارى از داستانهاى اساطيرى امم سابق هم در اين تفسير نقل شده است كه به احتمال زياد شيخ آنها را از تفاسير و منابع تاريخى مقدّم بر خود نقل كرده است امّا به نظر مى رسد كه هم در گزينش منابع خود دقت و اهتمام داشته و هم ضمن ملاحظه جهات شرعى و اعتقادى به نقد و داورى در باب آنها پرداخته است .
طبرى را پدر تاريخ گفته اند، به حق مى توان وى را پدر تفسير هم به شمار آورد . به دليل همين دو امتياز طبرى مى تواند يكى از منابع عمده و طرف توجه ابوالفتوح باشد ، كه هست . راست است كه در تفسير طبرى و بالنتيجه در ابوالفتوح هم ممكن است به اخبارى بربخوريم كه مأخوذ از قصص اسرائيلى (اسرائيليات) باشد به اسناد و از كسانى همچون كعب الاحبار ، وهب بن منبّه ، ابن جُريح و سُدّى ؛ امّا اين هم گفتنى است كه اينان با شيوه اى پسنديده در مستندات خود به دقت فرو مى نگريسته و اغلب سره را از ناسره بازمى نموده اند. و در اين نقد و داوريهاست كه هر كدام طبق معتقدات و اصول شرعى مذهب خود حكم مى كرده اند. [٢]
مقايسه قصص و روايات تاريخى ابوالفتوح و طبرى مورد توجه پژوهشگران قرارگرفته و ابعاد آن را كاوش كرده اند. [٣]