مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٢٦٠
شيوا و پسند ذوق فارسى زبان قرن بيستم نيست. اى بسا قطعه كه شيخ در آنها رنج معادل يابى را برخود هموار نكرده، و يا اگر معادلهاى برازنده اى يافته، زحمت جمله پردازى به خود نداده است و در نتيجه گاه جملاتى به دست آمده كه در آنها، واژگان فارسى است و ساختار نحوى، عربى.
عبارت زير كه كلمات فارسى گوش نوازى دارد، از نظر ساختار دستورى، با اصل عربى خود كاملاً منطبق است:
نحن الخالدات فلانموتُ ابدا و نحن الناعمات لانبؤُسُ ابدا و نحن الراضيات فلانسخط ابدا: ما پايندگانيم كه نبميريم هرگز و ما به نعمت پروردگارانيم كه بسختى نرسيم هرگز و ما خشنودانيم كه خشمگين نشويم هرگز.
در جمله زير، كلمات زيبا و مرتب نيست :
لقد سبقتْ اجابةُ اللّه مَسألَتى: اجابت خداى تعالى سبق برد سؤال مرا.
در جمله زير، ساختار با دستور فارسى منطبق است، اما هيچ كوششى براى يافتن معادلهاى فارسى نشده است.
مَنْ استَرجَعَ عِندَ المُصيبةِ جَبَراللّه ُ مصيبتَهُ و اَحسنَ عُقباه و جعل له خلفا صالحا: هر كس كه عند مصيبت استرجاع كند، خداى تعالى جبر مصيبت او بكند و عاقبت او برخير كند و او را خلفى صالح دهد.
به دليل اينكه از اين قبيل جمله ها، صدها نمونه در تفسير ابوالفتوح وجود دارد، از بيم اطاله كلام به همين نمونه هاى اندك بسنده كرده است.
ترجمه قرآن در تفسير : ابوالفتوح گاه در اثناى تفسير، آيه اى، يا بيشتر، بخشى از آيه اى را دوباره ترجمه مى كند. بسيار اتفاق مى افتد كه اين ترجمه با آنچه شيخ در ترجمه رسمى و مستقل خود عرضه مى كند، كاملاً منطبق نيست. متأسفانه اين ترجمه ها را بايد در لابه لاى تفاسير جستجو كرد؛ زيرا مؤلّف در اينجا الزامى به ترجمه نداشته است. از آن گذشته وى در بسيار جايها همه اجزاى آيه را تفسير نكرده، به عبارت ديگر كلماتى يا حتى عباراتى را كه از نظر او نياز به تفسير نداشته اند، فروگذاشته است. در نتيجه، ترجمه اى هم در ازاى آنها نيامده است. بنابراين،