مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٧٤
است، زيرا فعلهاى آن با ديگر آثار متفاوت است. برخى از مشخصه هاى فعلها اين گونه است:
فعلهاى شرطى و ترديدى و استمرارى را با ياى مجهول استعمال كرده است. متكلّم مع الغير در فعلهاى ترديدى يا شرطى مزبور به صيغه خاصى را كه فقط در قرن چهارم يا در قرن پنجم به تقليد قديم ، معمول بوده است ؛ مانند : «كردمانى» و «ديدمانى» و «مُردمانى» كه در بلعمى و كتب متصوّفه و اسكندرنامه بوده، در اين تفسير هم به چشم مى خورد. ديگر استعمال فعلهاى مكرّر ـ و عدم حذف افعال به قرينه ، جز بندرت. [١]
سبك تفسير ابوالفتوح در بايد با فرهنگ زمانه خودش سنجيد نه با اين زمان ؛ زيرا در اين كتاب اصطلاحات خاصّى به كار رفته كه در عصر خودش ميان مردم متداول بوده؛ ولى در روزگار ما ، مردم به آنها انسى ندارند. براى نمونه استعمال جمعِ مخاطب، به جاى مفرد ؛ چنانكه در اين دوران ، چون به يك تن خطاب كنيم ، مى گوييم : رفتى و زمانى كه به گروهى خطاب نماييم ، مى گوييم : رفتيد ، همچنين است گفتى و گفتيد يا زدى و زديد. ولى ابوالفتوح در بسيارى از موارد در خِطاب به جمع به جاى گفتيد ، گفتى و به جاى رفتيد ، رفتى به كار برده است و آياتِ قرآنى را چنين ترجمه كرده است: «و انتم تعلَمون» و شما مى دانى «و اِن كنتم فى ريبٍ» و اگر مى باشى در شك. همچنين فعل ماضى متكلّم وحده مانند : رفتيم ، گفتيم و كرديم به صورت رفتمانى ، گفتمانى ، كردمانى به كار رفته است . و اين صيغه بيشتر در شرط استعمال مى شده است. مشابه آن هنوز در قم و كرمانشاه و بعضى ديگر شهرها در زبان عامّه متداول است و مورد استعمال دارد و به صورت رفتيمان و گفتيمان به كار مى برند. [٢]
ابوالفتوح گاه در آوردن واژه هاى دشوار و دور از ذهن افراط كرده است ؛ چنانكه گويد :
«حق تعالى در اين آيت صفت تزويق زبان منافقان گفت كه ايشان به زبان