مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٢٦٢
۶ق.، چون ابوالفتوح و ميبدى و سورآبادى، كوشش هاى خردمندان و يافته هاى گرانمايه گذشتگان خويش و به خصوص بزرگترين گنجينه لغوى قرآنى، يعنى ترجمه رسمى معروف به ترجمه تفسير طبرى را ناديده رها كنند و خود از نو به معادل يابى دست زنند. ترجمه رسمى از گواراترين سرچشمه هاى زبان فارسى سيراب شده و به تأييد بزرگترين دانشمندان و فقيهان خراسان مؤيد گرديده است و لاجرم براى هر مترجم دلگرمى و پشتوانه اى بى مانند است.
آنچه در كار ابوالفتوح مى توان ملاحظه كرد، آن است كه وى، به راستى زحمت ترجمه مجدد قرآن را بخود نداده، بلكه در درجه نخست به همان ترجمه رسمى اعتماد كرده است. و اين امر ظاهرا رايج بوده و معقول نيز همين شيوه است. اما در عمل، برخى دشواريها پيش مى آيد كه مترجم ناچار است به گونه اى، از پس آنها برآيد. اين دشواريها عموما در دو محدوده قرار مى گيرند: نخست آنكه ممكن است مترجمان گذشته در برخى جايها دچار لغزش شده باشند. در اين صورت بديهى است كه مترجمان بعدى ناچاراند خود ترجمه را اصلاح كنند؛ ديگر آنكه مترجم نخست ناچار قرآن كريم را از ديدگاه مذهب خود مى فهميده و تفسير و سپس ترجمه مى كرده؛ دانشمندان قرن هاى بعد كه بر آن كار اعتماد داشتند، البته در مقابل ترجمه هايى كه با مذهب ايشان همساز نبود بى تفاوت نمى ماندند و كلمات، و حتى گاه عباراتى را كه خود مى پسنديدند، به جاى معادلهاى كهن مى گذاشتند. ما نمونه اين كار را پيش از اين هم ديده ايم، عامل ديگرى هم كه در تغيير جزئى برخى معادلها مؤثر مى افتاد، همانا قراءات مختلف قرآن كريم بود: اى بسا فعل كه برخى معلوم و برخى مجهول خوانده اند، و اى بسا كلمه مفرد كه به قرائت برخى، جمع است.
با اين همه نبايد پنداشت كه اختلاف مذهب يا اختلاف در تفسير و خاصه شأن نزول آيات پيوسته موجب اختلاف در ترجمه نيز مى شده است. مترجمان در بسيار جايها مى توانستند كلمه را همچنان گنگ و نامعين ترجمه كنند و سپس در تفسير، معانى گوناگون آن را شرح دهند. مثلاً «ناگرويدگان» ممكن است منافقان، معارضان يكى از غزوها، بت پرستان يا حتى جهودان باشند، اما در ترجمه، كلمه