مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٢٤١
شده بودند . دسته اى از آنان در نيشابور و بيهق و گروهى در رى روزگار مى گذراندند. وى در تفسير خود مكرّر به اينكه زبانش فارسى بوده است تصريح كرده و گفته : فلان چيز را در زبان تازى چنان گويند و به زبان ما ، يعنى زبان فارسى اينچنين. [١]
سپس به شاگردان ابوالفتوح و زيستگاه و مدفن او اشاره مى كند . امّا تحليلى ترين قسمت اين نوشتار ، قطعه اى است كه به تاريخ تولد ابوالفتوح مى پردازد:
سال تولّد و درگذشت وى پيدا نيست . امّا از آنجا كه بلاواسطه از شيخ ابوعلى حسن بن محمد بن حسن طوسى ، فرزند شيخ طوسى معروف (م/ ۴۶۰ق) روايت كرده است و درگذشت شيخ ابوعلى به تصريح ابن حجر عسقلانى در لسان الميزان (ج۲ ص۲۰۵) در حدود ۵۰۰ ق بوده است ، نتيجه اين خواهد بود كه تولد راوى بلاواسطه از وى ، يعنى شيخ ابوالفتوح ، مؤخّر از حدود ۴۸۰ق نباشد . و بنابر آنكه زنوزى صاحب رياض العلماء نوشت كه اجازه ابوالفتوح را بخطّ وى به تاريخ ۵۵۲ در پشت دستنويسى از شرح الشهاب او ديده است ، درگذشتش از سال ۵۵۲ ق به بعد روى نموده ، و از آنجا كه دو نسخه كهن از اين تفسير كه در آستان قدس رضوى به شماره هاى ۱۳۴ و ۱۳۶ محفوظ است و به ترتيب به سالهاى ۵۵۶ و ۵۵۷ كتابت يافته و در آنها نشانه اى از درگذشت مؤلّف نيست ، بلكه در دستنويس نخستين با جمله بورك لصاحبه حامدا للّه تعالى و مصلّيا على نبيّه و عترته الطاهرين الابرار شاهدى بر حيات مؤلّف نيز هست ، توان گفت كه شايد در وقت كتابت اين دست نويسها مؤلّف در حال حيات بوده است يا بتازگى درگذشته و كاتب از درگذشت وى بى اطلاع بوده است. [٢]
در قسمت بعد ، آثار ابوالفتوح را معرفى و تحليل مى كند ؛ به ويژه به تفصيل ، تفسير او را گزارش كرده است . در پايان هم منابع مهم درباره او را توصيف مى كند .