مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ١٩٢
بالاسناد گفت و از شيخ منتجب الدين بعيد نيست ذكر وسائط نكند؛ چنانكه درباره سيدفخر الدين شميلة بن محمد بن هاشم الحسينى گويد: او عالم صالح بود. كتاب شهاب قاضى ابى عبداللّه محمد بن سلامه قضاعى را براى ما روايت كرد و معلوم است كه روايت او بى واسطه از محمد بن سلامه ممكن نيست، مگر به تكلف و قطعا ميان سيدفخر الدين شميله و قاضى قضاعى واسطه اى موجود است و شيخ منتجب الدين نگفت كتاب او را باواسطه روايت كرد يا بى واسطه و قطعا باواسطه بود و واسطه را حذف كرد و بعيد نيست واسطه ميان مفيد نيشابورى و سيدرضى را هم حذف كرده باشد.
مرحوم قزوينى در صفحه۶۲۰ آنجا كه سخن ذهبى را از لسان الميزان نقل كرد، درباره مفيد نيشابورى كه گفت در دل او نسبت به اسلام و مسلمين كينه باشد، در ذيل صفحه گويد: تعصب مفرط ذهبى نسبت به شيعه و هرچه راجع به شيعه است معروفست و هر جا در مؤلفات او ذكرى از ايشان به ميان مى آيد غالبا با جمله لا بارك اللّه فيهم لا رعاهم اللّه و نحو ذلك همراهست.
و اين بنده محرر اين سطور گويد در مجالس المؤمنين قاضى نوراللّه در ضمن ترجمه امير جمال الدين عطاءاللّه المحدث الدشتكى الشيرازى شرحى از تعصب ذهبى بلكه نصب او آورده است مثلاً ذهبى در شرح حال احمد بن ازهر نيشابورى گويد علماى رجال مدح و توثيق او كرده اند و درباره او سخنى زشت نگفتند مگر اينكه نزد عبدالرزاق از معمر روايتى است از او در فضايل على عليه السلام كه دل من شهادت به بطلان آن مى دهد و امير نسيم الدين فرزند سيد مرقوم در حاشيه آن نوشته است حكم به باطل بودن حديث به مجرد شهادت قلب نزد ناقدان حديث صحيح نيست و آن دلى كه شهادت به بطلان روايت درباره فضائل على بدهد دل شيطان مزورى است يا محل وسوسه شيطان و هم ذهبى درباره خالد بن عبداللّه قسرى گويد صدوق و راستگو بود اما ناصبى و كينه على عليه السلام در دل داشت و ستمكار بود و ميرنسيم الدين مباركشاه در حاشيه آن نوشته حاشا و كلا دروغگوترين مردم بود و ستمكارترين ستمكاران و كسى كه على عليه السلام را دشنام دهد و در او قدح كند