مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ١٣٨
بگذراند مى فهمد كه مجمع البيان ملخّص مانندى است كه قاضى نوراللّه در مجالس هم به مدح و ثناى او پرداخته است .
نظر نهايى محدث ارموى درباره محتواى اين اثر اينگونه است:
اين تفسير كتابى است كه خواننده خود را ملول نمى سازد و نگاه كننده اش را دلتنگ نمى گرداند كتاب جامعى است كه فقيه و مفسر و اديب و مورّخ و ناطق و واعظ و طالب فضائل و مناقب و جوياى مطاعن و مثالب از آن بهره مند مى شوند.
سپس به علو مقام ابوالفتوح در زمان خود پرداخته و درباره او مى نويسد :
در روزگار جوانى در سراى معروف به سراى علاّن مجلس وعظ و تذكير داشتم و عامّه مردم آن محلّ نيز به من اقبال و توجه داشتند از اين روى جماعتى از همكاران من بر من رشك بردند و پيش والى رفته از من بدگوئى و سعايت نمودند پس والى فرمان داد كه مرا نگذارند ديگر به منبر بروم و تشكيل مجلس دهم از قضا مرا همسايه بود كه از درباريان والى بود چون بر اين امر واقف شد با آنكه روز عيد بود و مى خواست كه طبق عادت معهود كه اين قبيل اشخاص دارند مشغول شرب گردد برخاسته پيش والى رفته او را نسبت به حقيقت اين امر واقف گردانيد پس والى از آن دستور خود منصرف شد و آن شخص همسايه به منزل من آمده و مرا بر طريق معهود به خان علاّن برد و من به منبر رفته مشغول موعظه شدم و آن مرد در پاى منبر تا آخر بود آن گاه من مردم را مخاطب ساخته گفتم معامله اين مرد و كمك او به من در اين موضوعات معنى آن حديث است كه پيغمبر فرموده : گاهى خدا اين دين را به مرد فاجر تقويت مى كند.
در ادامه و براى تأييد، از قاضى شوشترى در مجالس المؤمنين در مورد شيخ ابوالفتوح آورده است:
«قدوة المفسرين الشيخ ابوالفتوح الحسين بن على بن محمد بن احمد الخزاعى الرازى از علماى تفسير و كلام و عظماى ادباى انام است از خاندان فضل و بزرگى و اولاد و امجاد بديل بن ورقاء خزاعى است كه از كبار صحابه و اكابر خزاعه بود و سابقا در مجلس طوائف مؤمنين و مجلس صحابه مخلصين شرح اخلاص بنى خزاعه