مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٣٧
دانسته اند، ولى خان بابا مشار [١] ، دايرة المعارف بزرگ اسلامى [٢] و آقابزرگ تهرانى [٣] در صحّت انتساب آن به ابوالفتوح ترديد كرده اند.
محمد تقى دانش پژوه (۱۲۹۰ـ۱۳۷۵)به اتّكاى نقد درونى و تاريخى اثر، داورى صحيح ترى دارد و آن را ساخته دوره صفوى مى داند و معتقد است آن را از روى داستان كنيز ناطقى با هارون الرشيد كه در قرة العين از قاضى نوس آمده نوشته اند. [٤] ديدگاه ديگر اين است كه انتساب «مكالمات» به ابوالفتوح از ديرباز مورد ترديد بوده است؛ زيرا با اوضاع رى در زمان ابوالفتوح و رويه و روحيه خود ابوالفتوح تناسب ندارد. از اين رو، تأليف چنين اثرى را نمى توان از او دانست. [٥]
دليل ديگر كه براى عدم صحت انتساب گفته اند اين است كه ابوالفتوح از زمان هارون الرشيد فاصله زيادى داشته و خودش نمى توانسته مستقيما شاهد مناظره باشد و از سوى ديگر راويان و واسطه ها هم مذكور نيستند. [٦]
ديدگاهها : در منابع كهن مثل فهرست منتجب الدين درباره اين اثر سخنى به ميان نيامده است و اسناد نشانگر اين است كه از دوره صفويه مطرح شده است . خوانسارى در زمره اولين كسانى است كه درباره اين رساله گزارش داده و گفته است كه : ممكن است رساله يوحنا و حسنيه از ابوالفتوح باشد. [٧]
البته خوانسارى متعلّق به سده سيزدهم قمرى است و افندى حدود يك قرن قبل از خوانسارى درباره حسنيه نوشته است :
على ما نسب إليه الرسالة الحسنية، و هى أيضا رسالة مشهورة جيدة نفيسة ، و