مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٧١
وى زياد به چشم مى خورد ، ولى در مجموع نثرى مستحكم دارد و توانسته طرفداران ادبيات فارسى را جذب كند .
سبك ادبى : در فصل قبل جايگاه و منزلت اين تفسير در فرهنگ و ادبيات فارسى بررسى شد. اين جايگاه مرهون سبك ادبى آن است؛ يعنى به خاطر داشتن سبك و صبغه ادبى، آن منزلت را يافته است. از اين رو در اين فصل سبك آن بررسى مى شود.
يكى از مشخصه هاى تفسير ابوالفتوح در عرصه سبك شناختى، نثر فصيح فارسى آن است و داراى لطفِ تحرير و عذوبت بيان است .بعضى عبارات او براى مردم اين روزگار شايد اندكى غير مأنوس باشد ، ولى با اندك ممارست مى توان با آن مأنوس شد و غير مأنوس بودن خللى به فصاحت آن نمى زند.
اين تفسير از لحاظ سبك، در برخى ابعاد شبيه مجمع البيان و تبيان است ، زيرا همه اين تفاسير در ادبيات فارسى از آثار ارزنده محسوب مى شوند. و از منابع و مصادر اصيل فرهنگ فارسى بشمار مى آيند . اهل ادب فارسى قبول دارند كه اين آثار از متون قابل ملاحظه و اعتماد و داراى مرجعيت اند. [١] اين ويژگيها تا حدّ زياد برخاسته از سبك آنها است.
اين اثر در عداد كتب علمى دوره اى قرار دارد كه از نثر قديم تقليد مى شده است ؛ زيرا در صرف و نحو و لغات و طرز جمله بندى كاملاً به كتب قرن پنجم شباهت دارد و غالب سليقه هاى آن عصر در اين كتاب ديده مى شود .
نوع نثر تفسير ابوالفتوح كاملاً به كتب سده ۵ ق/ ۱۱ م شباهت دارد . بويژه در هنگام نقل قصص از نوع نثر مرسل پيروى كرده است. [٢]
با اينكه اين تفسير در نيمه اول قرن ششم قمرى نگاشته شده ، ولى كاملاً از نثر مرسل و ساده كه در قرن چهارم و پنجم قمرى رواج داشته تقليد كرده است. همين نثر در كتابهايى مثل قابوسنامه مشهود است . نثر مرسل در عين رعايت جانب فصاحت و