مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٢٠٦
ابن حمزه در كتاب ايجاز المطالب فى ابراز المذاهب و هم در كتاب هادى الى النجات من جميع المهلكات گويد: كه در شهر رى بودم كه شيخ ابوالفتوح رازى صاحب تفسير بموجب وصيتش در جوار مرقد امامزاده واجب التعظيم حضرت عبدالعظيم الحسنى مدفون گشت پس به نيت حج متوجه مكه معظمه شدم در بازگشتن گذارم به اصفهان افتاد. در علنلان و بعض ديگر از محلات آن شهر ديدم كه مردم بزيارت شيخ ابوالفتوح عجلى شافعى اصفهانى و حافظ ابونعيم كه پدر استاد او است و شيخ يوسف كه جد شيخ ابونعيم است و شيخ على بن سهل و امثال ايشان كه سنى و از مشايخ صوفيه بوده اند ميرفتند كه شيعه شهر رى و نواحى آن هزار يك بزيارت امامزاده عبدالعظيم نميرفتند و مولانا احمد اردبيلى در كتاب حديقة الشيعه نقل كرده كه مرا گذار باصفهان افتاد ديدم مردم اين بلده شيخ ابوالفتوح عجلى شافعى اصفهانى را شيخ ابوالفتوح رازى كرده بودند و به اين بهانه به عادت پدران خود قبر آن سنى صوفى را زيارت ميكردند. و صاحب روضات گويد كه مؤلّف رياض العلما ميرزا عبداللّه اصفهانى كتاب رساله يوحنا بفارسى در ابطال مذهب اهل سنت از زبان يكى از نصارى موسوم به يوحنا و ديگر رساله حسنيه را از زبان يكى از كنيزكان معاصر هارون الرشيد در حقانيت مذهب شيعه و تبصرة العوام در ملل و نحل بدو نسبت داده است جز كتاب اخير يعنى تبصرة العوام نسبت دو كتاب به ابى الفتوح رازى مستبعد نيست و علامه قزوينى در تعليقاتى كه بر تفسير ابوالفتوح چاپ طهران دارند در ضمن تحقيقى انيق مولد او را پيش از چهار صد و هشتاد هجرى و وفات او را در اواسط مائه سادسه شمرده اند. دو جلد از پنج جلد تفسير شيخ ابوالفتوح رازى بزمان مظفرالدين شاه قاجار و سه جلد ديگر آن در زمان رضا شاه پهلوى بطبع رسيده است.
همانگونه كه مشاهده شد، دهخدا گزارشهاى درباره ابوالفتوح را از ابتدا تا دوره خودش با درايت آورده است . اهميت نوشته دهخدا در اين است كه توانسته ديدگاههاى مهم را به ترتيب تاريخى بياورد .
به هرحال، مطالب دهخدا با اينكه مبتنى بر منابع پيشين است، ولى از نظر حجم و ساختار نسبت به نوشته هاى معاصر قابل توجه تر مى باشد.