مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٥٥
امام الدين عبدالكريم بن محمد رافعى در كتاب التدوين فى اخبار قزوين كه ترجمه حال مفصل مبسوطى در كتاب مزبور مرقوم داشته در سنه پانصد و چهار بوده است، پس اگر سن منتجب الدين را در حين تحصيل وى از روايات كتب كثيره مذكوره از ابوالفتوح رازى ، به اقل تقديرات در امثال اين موارد بيست ساله هم فرض كنيم نتيجه ضرورى اين فقره اين مى شود كه استاد او ابوالفتوح رازى به نحو قدر متيقن و به طور حتم و قطع در حدود ۵۲۵ در حيات بوده است.
پس چنان كه ملاحظه مى شود دو قضيه از قضاياى راجع به تعيين عصر مؤلّف از روى قراين خارجى مذكوره به نحو قطع و يقين و خارج از دايره شك و احتمال محقق و محرز است ، يكى آنكه ولادت او مؤخر از حدود ۴۸۰ نبوده است و ديگر آنكه وى در حدود ۵۲۵ قطعا و محققا در حيات بوده است . البته معلوم نيست چه مقدار مدت قبل از ۴۸۰ ممكن است متولد شده باشد يا چه مقدار ديگر بعد از حدود ۵۲۵ باز در قيد حيات بوده است لكن گمان مى رود كه تاريخ تولد او چنان كه مؤخر از حدود ۴۸۰ نبوده چندان مقدم بر تاريخ مزبور نيز نبوده است زيرا كه مؤلّف چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد از زمخشرى به «شيخ ما ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشرى» تعبير كرده است كه از آن واضح مى شود كه زمخشرى از مشايخ و اساتيد مؤلّف مانحن فيه بوده است.
و چون عادة و در اكثريت موارد شيخ مسن تر از تلميذ و تلميذ كم سن تر از استاد است پس اگر در مورد مفروض ما نيز اين اغلبيت جارى و از قبيل افراد شاذه نادره نباشد نتيجه اين خواهد شد كه تولد مؤلّف كتاب حاضر به احتمال قوى يا بعد از تولد زمخشرى يعنى بعد از سنه ۴۶۷ بوده است يا اقلاً در حدود همان سنوات ولى نه چندان مقدم بر آن.
حال گوئيم كه از ورود اسامى اشخاص ثلاثه مذكور در فوق يعنى فصيحى متوفى در سنه ۵۱۶ و سنائى متوفى در ۵۲۵ و زمخشرى متوفى در ۵۳۸ در اثناء تفسير حاضر شايد بتوان استنباط نمود كه تأليف كتاب مانحن فيه بعد از وفات اشخاص مزبوره بوده است نه در حال حيات ايشان ، و اگر در مورد زمخشرى كه تاريخ وفات