مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٢٥٦
سرآغاز سده ۶ پديدار گشت. به سبب همين نزديكى زمان، مى توان پنداشت كه ابوالفتوح از تفسير سلف خويش آگاهى نيافته بوده است.
ترديد نيست كه اين كتاب عظيم، به سبب شهرتى كه گويا از آغاز نگارش يافته بود، در نسخه هاى متعدّد ديگرى تكثير شد. ناسخان، گاه از سر بى دانشى و گاه از سر پاك دلى و حسن نيت، البته در متون دست مى برده اند و گاه آنها را به مذاق و سليقه زمان خود نزديك مى كردند. اما خوشبختانه، چاپ مجدد كتاب توسط دو دانشمند خراسانى، دكتر ياحقى و دكتر ناصح، نشان داده است كه تفسير ابوالفتوح هرگز به آن پيچ و تابهاى ويرانگرى كه گريبانگير تفسير رسمى شده بود، گرفتار نيامده است. مثلاً نسخه اى كه در جلدهاى ۱۶ و ۱۷ به كوشش اين دو دانشمند چاپ شده، در تاريخ ۵۵۶ ق.، يعنى حدود ۱۵ سال پس از وفات شيخ ابوالفتوح نگارش يافته و لاجرم تحريفى در آن رخ نداده است.
نكته جالب توجه آنكه در نسخه هاى متأخرتر، تحريف اساسا در ترجمه آيات الهى كه مورد توجه ماست رخ داده است نه در متن تفسير. بديهى است كه تفسير هم از گزند دست كاريهاى ناسخان در امان نمانده، اما تغيير در ترجمه ها گاه چندان است كه مقايسه ميان نسخه بدلها دشوار مى گردد.
پس از اين بررسى كلى، آذر نوش به چند موضوع مى پردازد: ۱. نثر ابوالفتوح به اختصار؛ ۲. شيوه ترجمه عبارات عربى؛ ۳. ترجمه آيات الهى در درون تفسير؛ ۴ . ترجمه رسمى آيات به طور مستقل. نويسنده با آوردن قطعه هايى از تفسير ابوالفتوح به عنوان نمونه به بررسى اين چهار محور پرداخته است.
نثر ابوالفتوح : دكتر آذرنوش مدعى است اينكه معمولاً مى گويند ابوالفتوح از نثر قرن ۵ ق. پيروى مى كرده است از جهاتى نياز به تبيين و اصلاح دارد. نخست آنكه نهادن خط دقيق مرزى در تعيين دو سبك ادبى هيچ گاه درست نبوده است. تحول يك سبك، در صورتى كه در مسير جريان هاى تند فرهنگى ـ اجتماعى قرار گيرد، به زمانى دراز، مثلاً نيم قرن نياز دارد تا به شيوه هاى ملموس و عينى جلوه گر شود. به همين جهت، آنچه را كه سليقه قرن ۵ خوانده اند، در بسيارى از آثار آغاز قرن ششم ق.