مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٦٦
معلوم است كه عالم شيعى در تفسير قرآن حتما بايد به روايات اهل بيت عليهم السلاممراجعه كند . امّا مراجعه ايشان به روايات مثل مجمع و تبيان خيلى كم است يعنى آنطور كه مرحوم فيض و مرحوم علامه طباطبايى در تفسير به روايات تمسّك كردند آنها تمسّك نداشته اند. البته ممكن است بگوييم تفاسير روايى را در اختيار نداشته اند. [١]
اسباب نزول : يكى از ابعاد تفسير ابوالفتوح ، پرداختن به اسباب نزول است . آقاى مبلّغ مقاله مستقلّى در اين باره نوشته است. [٢] در بخشى از اين مقاله آمده است :
ابوالفتوح رازى اسباب نزول را با تعبيرات ذيل نقل مى كند :
مفسران گفتند ، بعضى از مفسران گفتند ، مفسران در سبب نزول آيه اختلاف كردند ، عبداللّه عباس گفت و تعبيراتى از اين گونه و هيچ گاه با تعبير «گفته شد» (مترادف «قيل» در زبان عربى) و تعبيرات ديگرى كه بيانگر عدم توجه وى به اسباب نزول باشد ، آن را نقل نكرده است .
آقاى مبلغ در فراز ديگرى به گزارشى بودن اسباب نزول اشاره مى كند و مى نويسد :
بر اساس استقرا ، ابوالفتوح رازى براى ۳۱۶ آيه و ۷ سوره تمام ، جمعا ۳۲۳ مورد ، سبب نزول نقل كرده است . از مجموع موارد ياد شده فقط در ۱۲ مورد بعد از نقل اسباب نزول به شيوه هاى مختلف ، به نقد و يا تحليل آنها پرداخته و در ساير موارد (۳۱۱مورد) به صرف گزارش اكتفا كرده است . بنابراين ، مى توان گفت : سبك ابوالفتوح رازى در پرداختن به اسباب نزول ، گزارشى است و نه تحليلى .
سرفصلهايى كه در اين مقاله بررسى شده عبارت اند از : اسباب نزول در تفسير ابوالفتوح ، اهتمام ابوالفتوح به اسباب نزول ، موارد كاربرد اسباب نزول ، عموميت